تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۴ - امیرالمؤمنین حسن علیه صلوات الله
ای گوهر فضل و علم و دریای علوم
از رای تو شد دُرج دو گوهر منظوم
در هفت فلک ندید و در هشت بهشت
نُه چرخ چو تو پیشرو ده معصوم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۵ - امیرالمؤمنین حسین علیه صلوات الله
ای آنکه چو تو شهی زمانه بنزاد
از جملهٔ کفر گشته جانت آزاد
مر مردن تو گرچه خرابیّ تن است
شمشیر گزید و کرد آن را آباد
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۶ - امیرالمؤمنین حسن علیه صلوات الله
ای ماه زحسن خلق تو یافته بهر
پر مشک زباد خُلق تو جملهٔ دهر
در هر دو جهان کجا توان بود این قهر
کان آب حیات را بکشتند به زهر
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۷ - التّوکّل
او را خواهی از زن و فرزند ببُر
مردانه درآی و خویش و پیوند ببُر
هر چیز که هست بند راه است تو را
با بند چگونه ره روی بند ببُر
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۸ - التّوکّل
عشّاق به فضل آشنایان تواند
سرگردانان شکسته پایان تواند
جز از تو گدایی نکنم من زیرا
سلطان جهان جمله گدایان تواند
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۳۹ - التّوکّل
رزّاق یکی است هر که جز او مرزوق
ایمان این است و آن دگر کفر و فسوق
انصاف بده کژ بنشین راست بگو
رزق از خالق، تکیه چرا بر مخلوق؟
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۰ - الرّضا و التّسلیم
اقسمت بمن رجوت ان یدنیکم
انّی معکم بکلّ ما یعنیکم
ان کان رضاکم فنایی فیکم
ارضی بجمیع حالةٍ ترضیکم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۱ - الرّضا و التّسلیم
تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود
جز بندگی و رضا و تسلیم چه سود
پیوسته زبیم عاقبت می سوزی
این کار چو بودنی است پس بیم چه سود
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۲ - الرّضا و التّسلیم
خواهی که خدا هرچ نکو با تو کند
ارواح ملایک همه رو با تو کند
یا هرچ رضای او در آن است بکن
یا راضی شو به هرچ او با تو کند
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۳ - الرّضا و التّسلیم
جز حق حَکَمی که حکم را شاید نیست
شخصی که زحکم او برون آید نیست
هر چیز که هست آنچنان می باید
وآن چیز که آنچنان نمی باید نیست
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۴ - الرّضا و التّسلیم
راضی چو نئی بدانچ او با تو کند
آن کن که خوش آیدت چو رو با تو کند
خود با تسلیم و [با] رضا کن تا دیو
از تو برمد فرشته خو با تو کند
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۵ - الرّضا و التّسلیم
ایزد همه کار بد و نیکو داند
او راز دل رومی و هندو داند
با چون و چرای او چرا افتادی
چون حاکم اوست کار او او داند
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۶ - الرّضا و التّسلیم
آنجا که سعادت است چه تسبیح و چه چنگ
آنجا که شقاوت است چه نام و چه ننگ
در راه قضا یکی است اسباب و درنگ
تسلیم و رضا باید ورنه سر و سنگ
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۷ - الرّضا و التّسلیم
گر هست سعادتت چه شکّر چه شرنگ
ور زانک شقاوت است چه صلح و چه جنگ
از هر چه ازو می رسدت از بدو نیک
تسلیم و رضا باید، ورنه سر و سنگ
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۸ - الرّضا و التّسلیم
می کن ستمی و هر چه بادا بادا
کم گیر دمی و هر چه بادا بادا
از سود و زیانِ آنچ نامش عمر است
ماییم و دمی و هرچ بادا بادا
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۴۹ - الرّضا و التّسلیم
گر کِشتهٔ ما غم آورد غم دِرَویم
گر بهرهٔ ما درد بود درد خوریم
در کار خدا مرا تصرّف نرسد
امروز درآمدیم و فردا برویم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۵۰ - الرّضا و التّسلیم
تو بر دل من حکم روانی می کن
هر حکم روانی که توانی می کن
من دل به تو دادم آنِ من تا اینجاست
آنِ تو تا دانی آنچ دانی می کن
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۵۱ - الرّضا و التّسلیم
تو به دانی دوای جانم کردن
من هیچ دوای خود ندانم کردن
از تو کِششی و کوشش از من پس ازین
تا تو نکنی من چه توانم کردن
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۵۲ - الرّضا و التّسلیم
تا بتوانم به ترک غمها سازم
گر بگریزم من از غمت ناسازم
گفتی غم من به پای تو تاخته نیست
گو پای مباش من زسر پا سازم
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۵۳ - الرّضا و التّسلیم
ای دل نه همه ساله شکر باید خورد
بسیار شکر که برحذر باید خورد
ما سینه و گرد ران بسی ردّ کردیم
تا لاجرم امروز جگر باید خورد