تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - ای دوست، بیا، که با تو باقی دارم
ای دوست، بیا، که با تو باقی دارم
با هجر تو چند وثاقی دارم؟
در من نظری کن، که مگر باز رهم
زین درد که از درد عراقی دارم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - در سر هوس شراب و ساقی دارم
در سر هوس شراب و ساقی دارم
تا جام جهان نمای باقی دارم
گر بر در میخانه روم، شاید، از انک
با دوست امید هم وثاقی دارم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۵ - جانا، ز دل ار کباب خواهی، دارم
جانا، ز دل ار کباب خواهی، دارم
وز خون جگر شراب خواهی، دارم
با آنکه ندارم از جهان بر جگر آب
چندان که ز دیده آب خواهی دارم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۶ - اندر غم تو نگار، همچون نارم
اندر غم تو نگار، همچون نارم
می‌سوزم و می‌سازم و دم برنارم
تا دست به گردن تو اندر نارم
آکنده به غم چو دانه اندر نارم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۷ - یارب، به تو در گریختم بپذیرم
یارب، به تو در گریختم بپذیرم
در سایهٔ لطف لایزالی گیرم
کس را گذر از جادهٔ تقدیر تو نیست
تقدیر تو کرده‌ای، تو کن تدبیرم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۸ - چون قصهٔ هجران و فراق آغازم
چون قصهٔ هجران و فراق آغازم
از آتش دل چو شمع خوش بگدازم
هر شام که بگذشت مرا غمگین دید
می‌سوزم و در فراقشان می‌سازم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - بگذار، اگر چه رندم و اوباشم
بگذار، اگر چه رندم و اوباشم
تا خاک سر کوی تو بر سر پاشم
بگذار، که بگذرم به کویت نفسی
در عمر مگر یک نفسی خوش باشم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۰ - پیوسته صبور و رنج‌کش می‌باشم
پیوسته صبور و رنج‌کش می‌باشم
وندر پی عاشقان ترش می‌باشم
دل در دو جهان هیچ نخواهم بستن
با آنکه مرا خوش است خوش می‌باشم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۱ - با نفس خسیس در نبردم، چه کنم؟
با نفس خسیس در نبردم، چه کنم؟
وز کردهٔ خویشتن به دردم، چه کنم؟
گیرم که به فضل در گزاری گنهم
با آنکه تو دیدی که چه کردم، چه کنم؟
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۲ - آوازهٔ حسنت از جهان می‌شنوم
آوازهٔ حسنت از جهان می‌شنوم
شرح غمت از پیر و جوان می‌شنوم
آن بخت ندارم که ببینم رویت
باری، نامت ز این و آن می‌شنوم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۳ - آزاده دلی ز خویشتن می‌خواهم
آزاده دلی ز خویشتن می‌خواهم
و آسوده کسی ز جان و تن می‌خواهم
آن به که چنان شوم که او می‌خواهد
کاین کار چنان نیست که من می‌خواهم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۴ - در عشق تو زارتر ز موی تو شدیم
در عشق تو زارتر ز موی تو شدیم
خاک قدم سگان کوی تو شدیم
روی دل هر کسی به روی دگری است
ماییم که بت‌پرست روی تو شدیم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۵ - وقت است که بر لاله خروشی بزنیم
وقت است که بر لاله خروشی بزنیم
بر سبزه و گل‌خانه فروشی بزنیم
دفتر به خرابات فرستیم به می
بر مدرسه بگذریم و دوشی بزنیم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۶ - امروز به شهر دل پریشان ماییم
امروز به شهر دل پریشان ماییم
ننگ همه دوستان و خویشان ماییم
رندان و مقامران رسوا شده را
گر می‌طلبی، بیا، که ایشان ماییم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۷ - چون درد نداری، ای دل سرگردان
چون درد نداری، ای دل سرگردان
رفتن به بر طبیب بی‌فایده دان
درمان طلبد کسی که دردی دارد
چون نیست تو را درد چه جویی درمان؟
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۸ - هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان
هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان
تاریک‌تر است و می‌نگیرد نقصان
یا دیدهٔ بخت من مگر کور شده است؟
یا نیست شب هجر تو را خود پایان؟
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۹ - هر شب به سر کوی تو آیم به فغان
هر شب به سر کوی تو آیم به فغان
باشد که کنی درد دلم را درمان
گر بر در تو بار نیابم، باری
از پیش سگان کوی خویشم، بمران
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۰ - تا چند مرا به دست هجران دادن؟
تا چند مرا به دست هجران دادن؟
آخر همه عمر عشوه نتوان دادن
رخ باز نمای، تا روان جان بدهم
در پیش رخ تو می‌توان جان دادن
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۱ - هان! راز دل خستهٔ ما فاش مکن
هان! راز دل خستهٔ ما فاش مکن
با یار عزیز خویش پرخاش مکن
آن دل که به هر دو کون سر در ناورد
اکنون که اسیر توست رسواش مکن
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۲ - خورشید رخا، ز بنده تحویل مکن
خورشید رخا، ز بنده تحویل مکن
این وصل مرا به هجر تبدیل مکن
خواهی که جدا شوی ز من بی‌سببی؟
خود دهر جدا کند، تو تعجیل مکن