تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
خیالی بخارایی : رباعیات
شماره ۵ - از صحبت عاشقان آگاه مرو
از صحبت عاشقان آگاه مرو
بگریز ز بند خویش و از راه مرو
خواهی که رموز عاشقی دریابی
زنهار به عقل خویش درچاه مرو
خیالی بخارایی : رباعیات
شماره ۶ - آنی که کمال پادشاهی داری
آنی که کمال پادشاهی داری
هر دولت سلطنت که خواهی داری
فتح و ظفر و نصرت و فرصت که تو راست
شک نیست که از فرّ الهی داری
خیالی بخارایی : رباعیات
شماره ۷ - در مطبخ دنیا تو همه دود خوری
در مطبخ دنیا تو همه دود خوری
تا کی تو غمان بود و نابود خوری
از مایه نخواهی که جوی کم گردد
مایه که خورد چون تو همه سود خوری
خیالی بخارایی : رباعیات
شماره ۸ - گر بشنوی ای یار بگویم خبری
گر بشنوی ای یار بگویم خبری
عالم همه آدم است بگشا نظری
امروز یقین مسافر بحر و بر است
در ملک وجود هرکه دارد سفری
خیالی بخارایی : مفردات
شماره ۲ - دست فلک از پای درآورد مرا
دست فلک از پای درآورد مرا
ای پای نهاده بر فلک دستم گیر
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱ - یخ بسته جهان ز بس ز تأثیر هوا
یخ بسته جهان ز بس ز تأثیر هوا
شد موجه ی آب همچو موج خارا
در صفحه به شکل نقطه گردیده الف
از بس که شده غنچه ز تاب سرما
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۲ - در دل همه در گره گشایی ست خدا
در دل همه در گره گشایی ست خدا
با ما به سر لطف خدایی ست خدا
مفلس چو شدیم، رو به او می آریم
معشوقه ی روز بینوایی ست خدا
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳ - ای ابر، به گلزار تمنا بازآ
ای ابر، به گلزار تمنا بازآ
جای تو چمن بود، ز صحرا بازآ
اورنگ صدف صفا ندارد بی تو
ای گوهر شهوار به دریا بازآ
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴ - خواجه نکند نظر به سوی حلوا
خواجه نکند نظر به سوی حلوا
گویی هرگز ندیده روی حلوا
در خانه ی زین هنوز اگر پای نهد
اسبش مگسی شود به بوی حلوا
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵ - می آیی و مطلب دل این بود، بیا
می آیی و مطلب دل این بود، بیا
نزدیک شدی و شوق افزود، بیا
از روزن دیده، چشم دل بر راه است
ای روشنی دیده و دل، زود بیا
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۶ - تا چند به هر بزم که می خوانندت
تا چند به هر بزم که می خوانندت
از صدرنشینی چو مگس رانندت
ای خانه خراب، مهره ی نرد نه ای
جایی بنشین که بر نخیزانندت
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۷ - ای کرده جفای آسمان دلگیرت
ای کرده جفای آسمان دلگیرت
مگریز که سودی ندهد تدبیرت
بنشین که ز نقش پا به هرگام زدن
یک حلقه فزون می شود از زنجیرت
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸ - دل از غم عشق گلرخان بی تاب است
دل از غم عشق گلرخان بی تاب است
آغشته به خون چو لاله ی سیراب است
هر جزوی ازان بود بر نوخطی
گویی دل من نسخه ی استکتاب است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۹ - میخانه طرب خیز چو طبع مست است
میخانه طرب خیز چو طبع مست است
دیوار غم از بلندی خم پست است
مردافکنی و زور سبوی می بین
گویی که ز خاک رستم یک دست است!
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۰ - ای بلبل خوش نغمه، مکان تو کجاست
ای بلبل خوش نغمه، مکان تو کجاست
آتشکده ی آه و فغان تو کجاست
تا چند درین چمن سراغ تو کنیم
عنقا نه ای، آخر آشیان تو کجاست
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۱ - حاسد که همه دعوی لافش پوچ است
حاسد که همه دعوی لافش پوچ است
از مغز حیا، چو نافش پوچ است
از طبع زبان دراز، معنی مطلب
شمشیر کشیده را غلافش پوچ است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۲ - تشویش سفر با دل ناشاد بد است
تشویش سفر با دل ناشاد بد است
با دست تهی چو کار افتاد بد است
راضی شده ام به قرض هم گر باشد
می دانم اگرچه قرض بغداد بد است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۳ - حال دلم از طرز نوایم پیداست
حال دلم از طرز نوایم پیداست
سودا زده ام، ز هر ادایم پیداست
در راه تو چون خامه ی بی پروایان
آشفتگی ام ز نقش پایم پیداست
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۴ - ماییم که داغ دل ما ناسور است
ماییم که داغ دل ما ناسور است
از پای فتاده ایم و منزل دور است
احوال خود از کسی چه پنهان داریم
چون زلف، پریشانی ما مشهور است
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۱۵ - این عشق که برق عافیت پرداز است
این عشق که برق عافیت پرداز است
جان پرور ما چو شعله ی آواز است
بیماری عشق در وجود مردان
همچون تب شیر و یرقان باز است