تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۶۳ - هر بوی که از مشک و قرنفل شنوی
هر بوی که از مشک و قرنفل شنوی
از دولت آن زلف چو سنبل شنوی
چون نغمهٔ بلبل ز پی گل شنوی
گل گفته بود هر چه ز بلبل شنوی
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۶۴ - ای لطف تو دستگیر هر رسوایی
ای لطف تو دستگیر هر رسوایی
وی عفو تو پرده‌پوش هر خود رایی
بخشای بدان بنده، که اندر همه عمر
جز درگه تو دگر ندارد جایی
فخرالدین عراقی : مقطعات
شماره ۲ - فرزند عزیز، قرةالعین کبیر
فرزند عزیز، قرةالعین کبیر
بادات خدا در همه احوال نصیر
بپذیر به یادگار این نسخه ز من
میکن نظری درو ولی یاد بگیر
می‌خواست پدر که با تو باشد همه عمر
اما چه توان کرد؟ چنین بد تقدیر
هاتف اصفهانی : ماده تاریخ‌ها
شماره ۲۱ - چون آقا صادق آن فروزان اختر
چون آقا صادق آن فروزان اختر
تزویج نمود دختری مه‌پیکر
کلک هاتف برای تاریخ نوشت
گردید مهی قرین مهر انور
هاتف اصفهانی : ماده تاریخ‌ها
شماره ۳۳ - چون خان جهان پناه از دور زمان
چون خان جهان پناه از دور زمان
از بزم جهان رفت به گلزار جنان
کلک هاتف برای تاریخ نوشت
شد خان جهان‌پناه در بزم جنان
رشحه : رشحه
رباعی
ای از لب تو به خون رخ لعل خضاب
وز خجلت دندانت گهر غرق در آب
چشم و دل من به یاد دندان و لبت
این در خوشاب ریزد آن لعل مذاب
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۱ - گر فاش شود عیوب پنهانی ما
گر فاش شود عیوب پنهانی ما
ای وای به خجلت و پریشانی ما
ما غره به دین‌داری و شاد از اسلام
گبران متنفر از مسلمانی ما
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۲ - ای غیر بر غم تو درین دیر خراب
ای غیر بر غم تو درین دیر خراب
با یار شب و روز کشم جام شراب
از ساغر هجر و جام وصلش شب و روز
تو خون جگر خوری و من بادهٔ ناب
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۳ - از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت
از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت
هر دم رسدم بر دل و جان قوت و قوت
من بندهٔ عشق و مذهب و ملت من
عشق است و علی ذالک احیی و اموت
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۴ - روی تو که رشک ماه ناکاسته است
روی تو که رشک ماه ناکاسته است
باغی است که از هر گلی آراسته است
گر زان که خدا نیز وفائی بدهد
آنی که دل من از خدا خواسته است
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۵ - ساقی فلک ارچه در شکست من و توست
ساقی فلک ارچه در شکست من و توست
خصم تن و جان می‌پرست من و توست
تا جام شراب و شیشهٔ می باشد
در دست من و تو، دست دست من و توست
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۶ - این تیغ که شیر فلکش نخجیر است
این تیغ که شیر فلکش نخجیر است
شمشیر وکیل آن شه کشورگیر است
پیوسته کلید فتح دارد در مشت
آن دست که بر قبضهٔ این شمشیر است
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۷ - این تیغ که در کف آتشی سوزان است
این تیغ که در کف آتشی سوزان است
هم دشمن عمر و هم عدوی جان است
با این همه جان بخشد اگر نیست شگفت
چون در کف فیاض هدایت خان است
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۸ - این تکیه که رشک گلستان ارم است
این تکیه که رشک گلستان ارم است
مانند حرم مکرم و محترم است
بگریز در آن از ستم چرخ که صید
از هر خطر ایمن است تا در حرم است
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۹ - یک لحظه کسی که با تو دمساز آید
یک لحظه کسی که با تو دمساز آید
یا با تو دمی همدم و همراز آید
از کوی تو گر سوی بهشتش خوانند
هرگز نرود وگر رود باز آید
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۱۰ - هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد
تو خفته به استراحت و بی تو مرا
تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۱۱ - یارب رود از تنم اگر جان چه شود
یارب رود از تنم اگر جان چه شود
وز رفتن جان رهم ز هجران چه شود
مشکل شده زیستن مرا بی یاران
از مرگ شود مشکلم آسان چه شود
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۱۲ - دست ساقی ز دست حاتم خوشتر
دست ساقی ز دست حاتم خوشتر
جامی که دهد ز ساغر جم خوشتر
آن دم که دمد ز گوشهٔ لب نایی
در نی، ز دم عیسی مریم خوشتر
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۱۳ - ای مستمعان را ز حدیث تو سرور
ای مستمعان را ز حدیث تو سرور
وی دیدهٔ صاحب نظران را ز تو نور
جز حرف و رخت گر شنوم ور بینم
گوشم کر باد الهی و چشمم کور
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۱۴ - باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر
باز آی و به کوی فرقتم فرد نگر
وز درد فراق چهره‌ام زرد نگر
از مرگ دوای درد خود می‌طلبم
بیمار نگر دوانگر درد نگر