تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۶ - نوروز تو از گل به قدح سازی باد
نوروز تو از گل به قدح سازی باد
با لاله رخان کار تو گلبازی باد
اوراق نشاط را به بزمت دایم
شیرازه ز موج می شیرازی باد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۷ - عید تو به سامان ز طرب سازی باد
عید تو به سامان ز طرب سازی باد
انجام نشاط تو در آغازی باد
تا بال همای عید باشد مه نو
اقبال تو در بلندپروازی باد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۸ - ایزد ما را ز لطف چون جان می داد
ایزد ما را ز لطف چون جان می داد
ای کاش دلی امین ایمان می داد
می آمد ازو بیش ازینها به ظهور
نفس ما را اگر به شیطان می داد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۳۹ - چون حرف تب تو در میان می افتد
چون حرف تب تو در میان می افتد
پیمانه ز دست می کشان می افتد
افلاک ز لرزیدن تو می لرزد
برخیز، وگرنه آسمان می افتد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۰ - کو ساقی، تا ره مروت سپرد
کو ساقی، تا ره مروت سپرد
یک جام می آرد، غم ما را ببرد
زاهد چه مذاق خیره ای داشته است
نزدیک شده دختر رز را بخورد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۱ - ای آن که مسیح آنچه مجمل دارد
ای آن که مسیح آنچه مجمل دارد
از علم آن را دلت مفصل دارد
راضی شده ام باز به ضعف دل خویش
زین دردسری که قرص صندل دارد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۲ - در صبر اگرچه دل رسایی دارد
در صبر اگرچه دل رسایی دارد
با جور فلک چه آشنایی دارد
چون سنگ به او رسد، یقین می شکند
هرچند که شیشه مومیایی دارد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۳ - بی تاب و تبم چو شمع تن می میرد
بی تاب و تبم چو شمع تن می میرد
می میرم اگر آتش من می میرد
از آتش دوزخ دل ما را چه غم است
هندو ز برای سوختن می میرد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۴ - دیگر به چمن نغمه ی مرغان سرشد
دیگر به چمن نغمه ی مرغان سرشد
از خنده ی گل، ابر بهاری تر شد
از لاله و گلگشت چمن، همچو بهشت
عالم ز بهار، عالم دیگر شد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۵ - درهم دلم از بودن شهر و ده شد
درهم دلم از بودن شهر و ده شد
دلگیر ز وضع جمعه و شنبه شد
در سایه ی بخت تیره عمرم بگذشت
چون داغ که در زیر سیاهی به شد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۶ - از شوق تو خون در دل گل می جوشد
از شوق تو خون در دل گل می جوشد
شمع از هوست به سوختن می کوشد
از عکس گل روی تو دایم چون گل
آیینه لباس چهره ای می پوشد
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۷ - آن بلبل مستم که خروشم بردند
آن بلبل مستم که خروشم بردند
ذوق سخن از لب خموشم بردند
در عالم غفلتم عجب ذوقی بود
افسوس که آن پنبه ز گوشم بردند
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۸ - الماس به زخم دل فگاران ریزند
الماس به زخم دل فگاران ریزند
سیماب به جام بی قراران ریزند
در موسم گل، قطره ی باران از ابر
اشکی ست که در وداع یاران ریزند
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۴۹ - جمعی که به هند رانده از ایرانند
جمعی که به هند رانده از ایرانند
چلمرد در سرای سنبل خانند
کو مسهل حکمتی که این تیره دلان
چون خال سفید، عیب هندستانند
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۰ - در خانه مرا نه بیم ماند و نه امید
در خانه مرا نه بیم ماند و نه امید
نه قفل کنون به کار دارم، نه کلید
آزادم از اسباب تعلق کردی
چون دزد حنا، روی تو ای دزد سفید!
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۱ - ماییم درین گلشن پر بیم و امید
ماییم درین گلشن پر بیم و امید
آشفته و تیره روز چون سایه‌ی بید
از قصه‌ی عشق، صرفه در خاموشی ست
به ز آنچه بگوییم، چه خواهیم شنید
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۲ - ای خواجه ترا چه پیرهن می باید؟
ای خواجه ترا چه پیرهن می باید؟
آن جسم کثیف را کفن می باید
از بهر اخ و تف تو چاه مبرز
چون چاه زنخ، پیش دهن می باید
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۳ - در باغ، رخت چو سوی گل می آید
در باغ، رخت چو سوی گل می آید
رنگی تازه به روی گل می آید
بلبل به بغل دود ترا هر ساعت
کز پیرهن تو بوی گل می آید
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۴ - صبح است و نوای بلبلی می آید
صبح است و نوای بلبلی می آید
زان طره نسیم سنبلی می آید
همچون مژه در دیده ی ما جا دارد
خاری که ازو بوی گلی می آید
سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۵۵ - هرکس در کینه زد، دل آزاری دید
هرکس در کینه زد، دل آزاری دید
از کرده ی خویشتن بسی خواری دید
نرمی ست علاج کینه ی سخت دلان
هموار شود سیل چو همواری دید