تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۰ - تا بلبل خویش یار گفتست مرا
تا بلبل خویش یار گفتست مرا
با سنگدلان گفت و شنفتست مرا
هر شام به داغ تازه ای می سوزم
هر روز ز نو گلی شکفت است مرا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۱ - تا چشم بود به جام جمشید ترا
تا چشم بود به جام جمشید ترا
کی آب دهد چشمه‌ی خورشید ترا
تا بر سر سدره پا به همت ننهی
کی دست رسد به شاخ امید ترا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۲ - ای کرده چو ذره حسرت اندوز مرا
ای کرده چو ذره حسرت اندوز مرا
چون سایه ز غم کرده سیه روز مرا
خورشید رخا، مهل چنین مرده دلم
باز آی و چراغ دل برافروز مرا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۳ - ای گل که غم تو خار ره گشت مرا
ای گل که غم تو خار ره گشت مرا
بی سرو قدت عمر تبه گشت مرا
از بسکه به دل چو لاله ناخن زده ام
خون در بن ناخنان سیه گشت مرا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۴ - ای مرغ چمن که کار عشقست ترا
ای مرغ چمن که کار عشقست ترا
مقصود ز حسن یار عشق است ترا
با هر گل این باغ هزارت عشقست
عشق است ترا هزار عشق است ترا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۵ - شیرین دهنا، شکر لبا، تازه خطا،
شیرین دهنا، شکر لبا، تازه خطا،
با چین خط تو ذکر مشکست خطا
ما را به جز از هجر و وصال تو به کس
نی خوف عتابست و نه امید عطا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۶ - ای رفته و در دام بلا هشته مرا
ای رفته و در دام بلا هشته مرا
آتش زده در کشته و ناکشته مرا
کی رشته ی عافیت به دست آرم باز
کز زلف تو گم شدست سررشته مرا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۷ - ساقی دل من سوی تواش راه کجا؟
ساقی دل من سوی تواش راه کجا؟
درویش کجا و صحبت شاه کجا؟
نی سایه به قعر چه ز خورشید جداست
خورشید کجا و سایه در چاه کجا؟
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۸ - ای تنگ شکر، دهن به گفتن بگشا
ای تنگ شکر، دهن به گفتن بگشا
وانگه به گدا بگو که دامن بگشا
تا چند بود قفل غمم بر در دل
این قفل غم از در دل من بگشا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۹ - عذرا به جفا اگر کشد وامق را
عذرا به جفا اگر کشد وامق را
جان نیست دریغ عاشق صادق را
گو یار ز عاشقان وفا جوی به سر
کان خود به سر نیزه بود عاشق را
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۰ - هرچند ز غصه دل فکار است مرا
هرچند ز غصه دل فکار است مرا
وز آتش دل دو دیده زار است مرا
در عشق کباب خام سوزست دلم
تا پخته شوم هنوز کار است مرا
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۱ - گر باده کشی مپوش و مستی بنما
گر باده کشی مپوش و مستی بنما
ور پاک روی خداپرستی بنما
در چادر پاک چون زن زشت مباش
گر مرد رهی چنانکه هستی بنما
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۲ - چون نافه از آن سرم فرو رفته به جیب
چون نافه از آن سرم فرو رفته به جیب
تا بوی تو را بشنوم از عالم غیب
عیبم مکن از بی‌هنری کآهوی چین
از عین هنر شهره ی شهر است به عیب
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۳ - گر سوخته نیستی در درد مکوب
گر سوخته نیستی در درد مکوب
وین سکه ی قلب بر رخ زرد مکوب
نرم از دم گرم می شود آهن سرد
گر بی دم گرمی آهن سرد مکوب
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۴ - ما بنده ی پیریم سرا پا همه عیب
ما بنده ی پیریم سرا پا همه عیب
ما را که خرد؟ چو بیند از ما همه عیب
با اینهمه دوست گوید ای بنده ی پیر
بازآ که خریدار توام با همه عیب
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵ - مانیم چو غنچه سر فرو برده به جیب
مانیم چو غنچه سر فرو برده به جیب
باشد که دری گشاید از عالم غیب
آن تازه جوان و صد هزاران خوبی
ما پیر و گرفتار به هفتاد و دو عیب
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶ - ما مست ره و هوای دل طبع فریب
ما مست ره و هوای دل طبع فریب
رخش هوس از فراز تازان به نشیب
آنگه که عنان گسسته شد توسن نفس
چون بازکشد عنان او صبر و شکیب
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۷ - خوش باش که بر دوزخیان روز حساب
خوش باش که بر دوزخیان روز حساب
از گیسوی خود فرو هلد خواجه طناب
چون رشته ی نور آفتاب از سر مهر
ذرات جهان برکشد از چاه عذاب
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۸ - اهلی تو مراد از لب دلبر مطلب
اهلی تو مراد از لب دلبر مطلب
با زهر غمش بساز و شکر مطلب
با داغ فراق او می وصل مجوی
در آتش دوزخ آب کوثر مطلب
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹ - خورشید سپهر بی زوالی عشق است
خورشید سپهر بی زوالی عشق است
مرغ چمن خجسته فالی عشق است
عشق آن نبود که همچو بلبل نالی
هر گه که بمیری و ننالی عشق است