تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۳۵ - افسوس که از همنفسان نیست کسی
افسوس که از همنفسان نیست کسی
وز عمر گرانمایه نمانده است بسی
دردا که نشد به کام دل یک لحظه
با همنفسی بر آرم از دل نفسی
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۳۶ - هرچند که گلچهره و سیمین بدنی
هرچند که گلچهره و سیمین بدنی
حیف از تو ولی که شمع هر انجمنی
ای یار وفادار اگر یار منی
با غیر مگو حرفی و مشنو سخنی
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱ - باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲ - یا رب به محمد و علی و زهرا
یا رب به محمد و علی و زهرا
یا رب به حسین و حسن و آل‌عبا
کز لطف برآر حاجتم در دو سرا
بی‌منت خلق یا علی الاعلا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳ - وصل تو کجا و من مهجور کجا
وصل تو کجا و من مهجور کجا
دردانه کجا حوصله ی مور کجا
هر چند ز سوختن ندارم باکی
پروانه کجا و آتش طور کجا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۴ - منصور حلاج آن نهنگ دریا
منصور حلاج آن نهنگ دریا
کز پنبهٔ تن دانهٔ جان کرد جدا
روزی که انا الحق به زبان می‌آورد
منصور کجا بود خدا بود خدا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵ - وا فریادا ز عشق وا فریادا
وا فریادا ز عشق وا فریادا
کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶ - ای شیر سرافراز زبردست خدا
ای شیر سرافراز زبردست خدا
ای تیر شهاب ثاقب شست خدا
آزادم کن ز دست این بی‌دستان
دست من و دامن تو ای دست خدا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷ - گفتم صنما لاله رخا دلدارا
گفتم صنما لاله رخا دلدارا
در خواب نمای چهره ی باری یارا
گفتا که روی به خواب بی ما وانگه
خواهی که دگر به خواب بینی ما را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۸ - گفتی که منم ماه نشابور سرا
گفتی که منم ماه نشابور سرا
ای ماه نشابور نشابور تو را
آن تو تو را و آن ما نیز تو را
با ما بنگویی که خصومت ز چرا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۹ - هرگاه که بینی دو سه سرگردان را
هرگاه که بینی دو سه سرگردان را
عیب ره مردان نتوان کرد آن را
تقلید دو سه مقلد بی‌معنی
بدنام کند ره جوانمردان را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۰ - یا رب مکن از لطف پریشان ما را
یا رب مکن از لطف پریشان ما را
هر چند که هست جرم و عصیان ما را
ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم
محتاج به غیر خود مگردان ما را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۱ - گر بر در دیر می‌نشانی ما را
گر بر در دیر می‌نشانی ما را
گر در ره کعبه میدوانی ما را
اینها همگی لازمهٔ هستی ماست
خوش آنکه ز خویش وارهانی ما را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۲ - تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را
تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را
وز خست خود خاک شوم هر کس را
کارم به دعا چو برنمی‌آید راست
دادم سه طلاق این فلک اطلس را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۳ - پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را
گفتا سببی هست بگویم آن را
من چشم توام اگر نبینی چه عجب
من جان توام کسی نبیند جان را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۴ - از زهد اگر مدد دهی ایمان را
از زهد اگر مدد دهی ایمان را
مرتاض کنی به ترک دینی جان را
ترک دنیا نه زهد دنیا زیراک
نزدیک خرد زهد نخوانند آن را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۵ - تسبیح ملک را و صفا رضوان را
تسبیح ملک را و صفا رضوان را
دوزخ بد را بهشت مر نیکان را
دیبا جم را و قیصر و خاقان را
جانان ما را و جان ما جانان را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۶ - ای دوست دوا فرست بیماران را
ای دوست دوا فرست بیماران را
روزی ده جن و انس و هم یاران را
ما تشنه لبان وادی حرمانیم
بر کشت امید ما بده باران را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷ - دی شانه زد آن ماه خم گیسو را
دی شانه زد آن ماه خم گیسو را
بر چهره نهاد زلف عنبر بو را
پوشید بدین حیله رخ نیکو را
تا هر که نه محرم نشناسد او را
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۸ - در کعبه اگر دل سوی غیرست تو را
در کعبه اگر دل سوی غیرست تو را
طاعت همه فسق و کعبه دیرست تو را
ور دل به خدا و ساکن میکده‌ای
می نوش که عاقبت بخیرست تو را