تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۰ - در هجر تو خلق از سر و سامان شده اند
در هجر تو خلق از سر و سامان شده اند
سرگشته چو مجنون به بیابان شده اند
باز آ که به جمعیت دل باز رسند
جمعی که چو خاک ره پریشان شده اند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۱ - از دل چو دمی غم تو بیرون نرود
از دل چو دمی غم تو بیرون نرود
از دیده چگونه رود جیحون نرود
کان نمکی و در دل مجروحی
خوناب ز چشم خونفشان چون نرود؟
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۲ - آنرا که مراد از در امید دهند
آنرا که مراد از در امید دهند
آب خضر از چشمه خورشید دهند
هر کس که قدم بصدق زد در ره دوست
اول قدمش حیات جاوید دهند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۳ - طاوس اگر بجلوه پر باز کند
طاوس اگر بجلوه پر باز کند
ور کبک خرامیش بصد ناز کند
ما را بشکار این و آن دل نکشد
مرغ دل ما شکار شهباز کند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۴ - آن شمع دمی ز چشم روشن نرود
آن شمع دمی ز چشم روشن نرود
کاین سیل سرشک تا بدامن نرود
یار از بر من برفت و حرمان وصال
داغیست که هرگز از دل من نرود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۵ - هر دل که درو مهر کسی ریش کند
هر دل که درو مهر کسی ریش کند
از پرتو عشق روشنی پیشه کند
گر سخت تر از سنگ بود آتش عشق
بگدازد و صافی ترش از شیشه کند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۶ - تا دل غم جان داشت بدلبر نرسید
تا دل غم جان داشت بدلبر نرسید
تا خاک نگشت سر بدان در نرسید
هرگز بگهر دست شناور نرسد
تا غرقه نشد کسی بگوهر نرسید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۷ - در هودج عشق عقل واپس نرسد
در هودج عشق عقل واپس نرسد
از عقل کسی بچرخ اطلس نرسد
خاصیت عشق جذبه کاه رباست
بی جاذبه عشق باو کس نرسد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۸ - گاهم ره بتخانه نکو میآید
گاهم ره بتخانه نکو میآید
گاهم ز در تو های و هو میآید
در مشرب من کعبه و بتخانه یکیست
تا مرغ دلم کجا فرو میآید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۵۹ - دل کز تو پریچهره مشوش باشد
دل کز تو پریچهره مشوش باشد
افغان نکند گر چه در آتش باشد
گر گفت سگ تو ام مگو او سگ کیست
شاید که دلی بدانقدر خوش باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۰ - کس نیست که کشته ایماه نشد
کس نیست که کشته ایماه نشد
روشن بتو غیر ناله و آه نشد
بس عاشق خسته هم که آهی بکشد
جان داد و زمردنش کس آگاه نشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۱ - دل آینه دار ترک و تاجیک بود
دل آینه دار ترک و تاجیک بود
زشت است اگر آینه تاریک بود
در عشق بهر موی تو راهیست ولی
هر ره که روی صراط باریک بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۲ - اهلی که ره علم و هنر میسپرد
اهلی که ره علم و هنر میسپرد
خواهد که ز عرش نام او برگذرد
خوش آنکه چو من شود سگ کوی حبیب
تا نام کسش میان مردم نبرد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۳ - هر کو غم آنسرو سرافراز خرید
هر کو غم آنسرو سرافراز خرید
از سروقدان دگر کجا ناز خرید
حسنش غم گلرخان بشست از دل من
عشقش ز هزار غم مرا باز خرید
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۴ - گر کشته شویم بر تو باری نرسد
گر کشته شویم بر تو باری نرسد
بر دامن همت تو خاری نرسد
گر خاک شود جمله ذرات جهان
بر خاطر خورشید غباری نرسد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۵ - هرگاه که شمع قامتم میسوزد
هرگاه که شمع قامتم میسوزد
هر لحظه بصد ملامتم میسوزد
از دیده برفت و حسرت دیدارش
داغیست که تا قیامتم میسوزد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۶ - هرگز دلم از عشق پشیمان نشود
هرگز دلم از عشق پشیمان نشود
با آنکه دمی ز عشق شادان نشود
تا نقش بتان به تخته هستی هست
این کافر دل سیه مسلمان نشود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۷ - بر چرخ نه هر ستاره یی زهره بود
بر چرخ نه هر ستاره یی زهره بود
در شهر نه هر کس بوفا شهره بود
بس آدمیی که گوهرش پندارند
چون نیک نگه کنند خر مهره بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۸ - عیش و طرب از مایه هستی خیزد
عیش و طرب از مایه هستی خیزد
هستی گل از فراخ دستی خیزد
در ساغر لاله جرعه خون دلست
پیداست کزین جرعه چه مستی خیزد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۶۹ - ایسرو سهی هر که هوای تو کند
ایسرو سهی هر که هوای تو کند
باید که تحمل جفای تو کند
چون آمده یی بر سر بیمار فراق
چندان بنشین که جان فدای تو کند