تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۰ - هر ذره که صبر یار خود خواهد کرد
هر ذره که صبر یار خود خواهد کرد
خورشید فلک شکار خود خواهد کرد
از صبر هزار ساله چون نوح مرنج
هم صبر که صبر کار خود خواهد کرد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۱ - مستی که ندامت از شرابش باشد
مستی که ندامت از شرابش باشد
ور ترس خدا دلی کبابش باشد
بهتر ز کسی که مست باشد ز غرور
در سجده حق سری به خوابش باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۲ - تا ظلمت محنت بنهایت نرسد
تا ظلمت محنت بنهایت نرسد
برق طرب از شمع هدایت نرسد
کی رو بدرستی ز شکست آرد ماه
تا کار شکستگی بغایت نرسد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۳ - هر صحبت مستیی خماری دارد
هر صحبت مستیی خماری دارد
هر باغ خزانی و بهاری دارد
گنجیست چمن ز گل پر از زر لیکن
در هر بن خار خفته ماری دارد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۴ - آنان که بخلق از ره معنی نگرند
آنان که بخلق از ره معنی نگرند
کی خلق خدا چو یکدیگر میشمرند
کی باز بود همچو کبوتر بوقار
او گوشت خورد کبوترش گوشت خورند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۵ - عاقل ز حسود خود حذر خواهد کرد
عاقل ز حسود خود حذر خواهد کرد
کو ازره چشم بد نظر خواهد کرد
از رشک حسود زهر چشمی خیزد
وین زهر نظر در او اثر خواهد کرد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۶ - این مدعیان کی بشکایت ارزند
این مدعیان کی بشکایت ارزند
نامردم اگر هم بحکایت ارزند
در ارزششان اگر کنی غایت جهد
گو ز سگ تو غایت غایت ارزند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۷ - خاکی که چو گرد گرد درها گردد
خاکی که چو گرد گرد درها گردد
هیهات که سرمه نظرها گردد
سنگ سیهی که زیر پا خاک ره است
لعلی بشود که تاج سرها گردد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۸ - نو کیسه که همچو غنچه زرناک شود
نو کیسه که همچو غنچه زرناک شود
گر کیسه گشاییش جگر چاک شود
آن زر که بسعی حاصل از خاک شده
چندان نخورد که عاقبت خاک شود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۹۹ - گر پیش سخی شب زر گردون باشد
گر پیش سخی شب زر گردون باشد
صبح از کف او تمام بیرون باشد
از بخل بود که شخص قارون گردد
قارون که سخی بود نه قارون باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۰ - درویش سخی را همه کس یار بود
درویش سخی را همه کس یار بود
وز منعم ممسک همه را عار بود
خاری که گلی دهد عزیزست چو گل
گلبن که گلی نیاورد خار بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۱ - آن خواجه گرش گاه بخرمن نقتد
آن خواجه گرش گاه بخرمن نقتد
کس را ز کفش جوی بدامن نفتد
گر افکنیش ز شاخ طوبی بزمین
چون غنچه ز مشت او یک ارزن نفتد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۲ - از بخل درین سرا کسی میر نشد
از بخل درین سرا کسی میر نشد
از خوردن بیهوده غم پیر نشد
زان رو که نداشت در جبلت کرمی
از بیکرمی عجب که دلگیر نشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۳ - تعظیم خسان به جا و مسکن باشد
تعظیم خسان به جا و مسکن باشد
گل باش که مسکن تو گلشن باشد
گردر تو فروغ معنیی هست چو شمع
هر جا که تویی جا به تو روشن باشد
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۴ - سهل است که مرد گوشه یی بگزیند
سهل است که مرد گوشه یی بگزیند
یا دامن صحبت از جهان برچیند
من بنده آنکسم که از صحبت خلق
برخیزد و کس بغیبتش ننشیند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۵ - هر بیخردی که نخوتش کار بود
هر بیخردی که نخوتش کار بود
گر شاخ گلست در نظر خار بود
زان بر سر سرو ناز زد فاخته پای
کو را همه کبر و ناز بر بار بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۶ - آدم ز ادب فرشته اطوار بود
آدم ز ادب فرشته اطوار بود
با خلق خدا بخلق در کار بود
هر کس که ز کبر پشت بر دیوارست
آدم نبود صورت دیوار بود
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۷ - آنانکه به بند زینت و زیب تنند
آنانکه به بند زینت و زیب تنند
خود را بزبان مردمان می فکنند
آنکس که خود آراست بود دشمن خود
گر شاخ گل است کاخرش می شکنند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۸ - مردم همه جوهری و صاحب نظرند
مردم همه جوهری و صاحب نظرند
در دست تو گوهر هنر می نگرند
صد خرمن خود فروشی از بیهنران
صاحب هنران ببرگ کاهی نخرند
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۰۹ - می را که خمار در کمین است چه سود
می را که خمار در کمین است چه سود
خیرش بهزار شر قرین است چه سود
گر سود تنست عقل و دین راست زیان
سودی که زیان عقل و دین است چه سود