تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۰ - قرآن که درو گنج الهیست درون
قرآن که درو گنج الهیست درون
از چار کتاب حق بقدرست فزون
جمعش شد و چارده چو اسم جامع
بحریست که خشک و تر از آن نیست برون
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۱ - از پند رفیق مهربان عار مکن
از پند رفیق مهربان عار مکن
بشنو سخن و تندی بسیار مکن
گر سود تو گفت کار میکن سخنش
ور سود ندارت بر آن کار مکن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۲ - یا رب بکرم درد مرا درمان کن
یا رب بکرم درد مرا درمان کن
رحمی بمن سوخته هجران کن
یا راه بمومیایی وصل نمای
یا بر من دلشکسته کار آسان کن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۳ - چو گریه خون گشاد خواهم دادن
چو گریه خون گشاد خواهم دادن
جان همه را بیاد خواهم دادن
آن دم که چو گرد باد آیم بسماع
خاک تن خود بباد خواهم دادن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۴ - ایسرو قد لاله رخ غنچه دهن
ایسرو قد لاله رخ غنچه دهن
یاقوت لب سنگدل سیم دقن
کس را چه وجود با وجود تو بود
قربان تو با دهر که هست، اول من
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۵ - از بهر سری ذلیل نتوان بودن
از بهر سری ذلیل نتوان بودن
در خانه شب رحیل نتوان بودن
جان مال تو شد چرا فدابت نکنم
از مال کسان بخیل نتوان بودن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۶ - هر چند ز جور بخت نامقبل من
هر چند ز جور بخت نامقبل من
معشوقه مهربان شود قاتل من
باور نکنی که در دل غافل من
یک جو حذرست و الحذر از دل من
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۷ - دل را بغم زمانه آلوده مکن
دل را بغم زمانه آلوده مکن
جان را هدف خیال بیهوده مکن
می خور که جهان هیچ بود آخر کار
خود را ز برای هیچ فرسوده مکن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۸ - برخیز و مکن تکیه به عمر گذران
برخیز و مکن تکیه به عمر گذران
می خور که وفا نیست در اطوار جهان
در باغ جهان ز مهر و بیمهری یار
صبح است گل آفتاب و زردست خزان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۳۹ - هرگز نکنی میل من ایعهد شکن
هرگز نکنی میل من ایعهد شکن
سنگ است دل تو ای بت سیم ذقن
من نرم چو موم کی کنم آندل سخت
این کار مقلب القلوب است نه من
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۰ - عیسی دم ماست بخش شیرین نفسان
عیسی دم ماست بخش شیرین نفسان
زحمت مده ایقریب چون خرمگسان
زنهار منه به خاکپایش دیده
آن نور دو چشم ماست چشمش مرسان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۱ - یارب دل من ز سینه ریشان گردان
یارب دل من ز سینه ریشان گردان
وز اهل وفا و مهر کیشان گردان
بر خوان کرم اگر چو ایشان روزی
مهمان نسزد طفیل ایشان گردان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۲ - اهلی بگسل ز صحبت هیچ‌کسان
اهلی بگسل ز صحبت هیچ‌کسان
با اهل دلان نشین، نه با بوالهوسان
منت مکش از خضر به یک جرعه آب
جهدی کن و خویش را به سر چشمه رسان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۳ - اهلی که بود خاک ره درد کشان
اهلی که بود خاک ره درد کشان
کوته نظرش نه قدر دانست نه شان
ظاهر نشود ذره وش از پستی بخت
جز در نظر بلند خورشید و شان
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۴ - ساقی قدحی ببخش و بیداد مکن
ساقی قدحی ببخش و بیداد مکن
قطع نظر از عاشق ناشاد مکن
جام همه چون صراحی از فیض تو پر
ما را به تواضع تهی یاد مکن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۵ - هرگز نشود حسن چنین خوار که من
هرگز نشود حسن چنین خوار که من
بلبل نشود ز گل چنین زار که من
هر موی تنم بسته زنار و بتی است
کافر نشود چنین گرفتار که من
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۶ - تا حال من حزین چه خواهد بودن
تا حال من حزین چه خواهد بودن
و انجام ز کفر و دین چه خواهد بودن
گه زهر غمم دهند و گه نوش طرب
تا کاسه آخرین چه خواهد بودن
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۷ - ساقی، چو چراغ سحرم زار و زر بون
ساقی، چو چراغ سحرم زار و زر بون
چشمم بعنایت تو بازست کنون
خیز از می کهنه روغنی کن به چراغ
دریاب و گر نه رفتم از دست برون
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۸ - ای یوسف جان درون پیراهن تو
ای یوسف جان درون پیراهن تو
نقد و جهان جوی است از خرمن تو
مقصود زمین و آسمان گر طلبی
گنجیست نهفته در طلسم تن تو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۴۹ - باد است سخن ز مدح پر باد مشو
باد است سخن ز مدح پر باد مشو
وز گفتن زشت هم بفریاد مشو
دشنام و دعا و مدح و ذم باد هواست
از باد هوا ملول و دلشاد مشو