تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۰ - بسرشت بچل صباح ایزد گل تو
بسرشت بچل صباح ایزد گل تو
کز صبر خمیر مایه گیرد دل تو
جایی که بدین صبر تو حاصل شده یی
بی صبر مراد کی شود حاصل تو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۱ - گر سفله غنی شود چه جود آید ازو
گر سفله غنی شود چه جود آید ازو
او جمله زیان است چه سود آید ازو
گویی ز وجود آن خسیس این غرضست
کافعال خسیسه در وجود آید ازو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۲ - هرکس که هوای نفس شد پیشه او
هرکس که هوای نفس شد پیشه او
صد خار بلا روید از اندیشه او
مگذار که این خار بلا پهن شود
برکن ز زمین دل رگ و ریشه او
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۳ - زن دوست نداری که بود دشمن تو
زن دوست نداری که بود دشمن تو
واتش فکند همیشه در خرمن تو
چون خون ترا نریزد آخر زن تو
کاول فکند دو شاخه درگردن تو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۴ - چون سبزه نخست بود همسایه سرو
چون سبزه نخست بود همسایه سرو
وز همت او بلند شد پایه سرو
امروز ز روی راستی بی روشیست
گر بر سر او نمی فتد سایه سرو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۵ - با اینهمه بی نیازی و حشمت تو
با اینهمه بی نیازی و حشمت تو
افسوس ز خواری من و عزت تو
در هر نفس است صد هزار ناله
یک ناله نشد قبول در حضرت تو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۶ - گفتی غرضت ز بندگی چیست بگو
گفتی غرضت ز بندگی چیست بگو
درویشی و کهنه ژندگی چیست بگو
عشق تو حیات و زندگی می بخشد
خوشتر ز حیات و زندگی چیست بگو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۷ - ای برقع ماه زلف همچون شب تو
ای برقع ماه زلف همچون شب تو
جان بر رخ آب خضر از غبغب تو
از رشک قد تو سرو و بر خاک نشست
در آب و عرق فتاد قند از لب تو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۸ - ما را همه دم هوای یاریست ز نو
ما را همه دم هوای یاریست ز نو
سرمستی عشق گلعذاریست ز نو
با موی سفید دل جوانیم زعشق
ای موی سفید تو بهاریست ز نو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۵۹ - اهلی چو سگ تو شد مشو غافل ازو
اهلی چو سگ تو شد مشو غافل ازو
هر چند که گردی بودت در دل ازو
تو گلبن خوبیی و او خار رهت
چون دست بدامن تو زد بگسل ازو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۰ - آن دل که نگشته ام دمی خرم ازو
آن دل که نگشته ام دمی خرم ازو
هر روز به تازه دیده ام صد غم ازو
خشنود نه من ازو نه او نیز ز من
بیزار شدست دل ز من، من هم ازو
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۱ - یارب تو خداوندی و ما بنده همه
یارب تو خداوندی و ما بنده همه
رحمی، که ز کرده ایم شرمنده همه
ما را تو مراد اگر نبخشی که دهد
بخشنده تویی و جز تو خواهند همه
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۲ - دشمن چو توانا شود و خونخواره
دشمن چو توانا شود و خونخواره
با او نبود غیر مدارا چاره
هر چند که او کشد فروهل تو بلطف
تا رشته عافیت نگردد چاره
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۳ - درمعرکه بگریز ز پیکان همه
درمعرکه بگریز ز پیکان همه
و اندیشه مکن ز تیر باران همه
گر مرگ کمان کشد ببندیش که هست
در قبضه قدرت خدا جان همه
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۴ - آدم که خداش سرفرازی داده
آدم که خداش سرفرازی داده
و اندر همه کار چاره سازی داده
شیطان فریب نفس در هر نفسی
چون طفل رهش هزار بازی داده
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۵ - عالم شب و روزیست درین حادثه گاه
عالم شب و روزیست درین حادثه گاه
وان روز و شبت موی سپیداست و سیاه
چون شب بگذشت و روز شد باز پدید
برخیز که چشم همرهانست براه
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۶ - ما میوه این چمن چشیدیم همه
ما میوه این چمن چشیدیم همه
ور بار دلی بود کشیدیم همه
دیدیم هر آنچه دیدنی بود دلا
نادیده همان گیر که دیدیم همه
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۷ - آن گل که بود رخش گلستان همه
آن گل که بود رخش گلستان همه
وز دیدن او تازه بود جان همه
گر گفت رقیب وصل او حق منست
نومید مشو که حق بود زان همه
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۸ - در عشق زبونی از زبردستی به
در عشق زبونی از زبردستی به
درویشی و نیستی ز صد هستی به
ما أهل غمیم و خنده و گریه ما
از خنده عیش و گریه مستی به
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۶۹ - ایچشمه آفتاب با روی چو ماه
ایچشمه آفتاب با روی چو ماه
خورشید پرستان همه را در تو نگاه
بس چشم سیاه از انتظار تو سفید
بس روی سفید از غم عشق تو سیاه