تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹ - من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاست
من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاست
تاریک دلم نور و صفای تو کجاست
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی
این بیع بود لطف و عطای تو کجاست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۰ - گر طالب راه حق شوی ره پیداست
گر طالب راه حق شوی ره پیداست
او راست بود با تو، تو گر باشی راست
وانگه که به اخلاص و درون صافی
او را باشی بدان که او نیز توراست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۱ - غم عاشق سینه ی بلاپرور ماست
غم عاشق سینه ی بلاپرور ماست
خون در دل آرزو ز چشم تر ماست
هان غیر، اگر حریف مایی پیش آی
کالماس بجای باده در ساغر ماست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۲ - ما کشتهٔ عشقیم و جهان مسلخ ماست
ما کشتهٔ عشقیم و جهان مسلخ ماست
ما بیخور و خوابیم و جهان مطبخ ماست
ما را نبود هوای فردوس از آنک
صدمرتبه بالاتر از آن دوزخ ماست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۳ - یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست
یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست
بردار که بیحاصلی از حاصل ماست
الحمد که چون تو رهنمایی داریم
کز گمشدگانیم که غم منزل ماست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۴ - یاد تو شب و روز قرین دل ماست
یاد تو شب و روز قرین دل ماست
سودای دلت گوشه نشین دل ماست
از حلقهٔ بندگیت بیرون نرود
تا نقش حیات در نگین دل ماست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۵ - گردون کمری ز عمر فرسودهٔ ماست
گردون کمری ز عمر فرسودهٔ ماست
دریا اثری ز اشک آلودهٔ ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهودهٔ ماست
فردوس دمی ز وقت آسودهٔ ماست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۶ - دوزخ شرری ز آتش سینهٔ ماست
دوزخ شرری ز آتش سینهٔ ماست
جنت اثری زین دل گنجینهٔ ماست
فارغ ز بهشت و دوزخ ای دل خوش باش
با درد و غمش که یار دیرینهٔ ماست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۷ - عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست
عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست
در پیش عنایت تو یک برگ گیاست
هرچند گناه ماست کشتی کشتی
غم نیست که رحمت تو دریا دریاست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۸ - آن آتش سوزنده که عشقش لقبست
آن آتش سوزنده که عشقش لقبست
در پیکر کفر و دین چو سوزنده تبست
ایمان دگر و کیش محبت دگرست
پیغمبر عشق نه عجم نه عربست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۹ - از ما همه عجز و نیستی مطلوبست
از ما همه عجز و نیستی مطلوبست
هستی و توابعش ز ما منکوبست
این اوست پدید گشته در صورت ما
این قدرت و فعل از آن به ما منسوبست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۰ - گویند دل آیینهٔ آیین عجبست
گویند دل آیینهٔ آیین عجبست
دوری رخ شاهدان خودبین عجبست
در آینه روی شاهدان نیست عجب
خود شاهد و خود آینه‌اش این عجبست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۱ - گر سبحهٔ صد دانه شماری خوبست
گر سبحهٔ صد دانه شماری خوبست
ور جام می از کف نگذاری خوبست
گفتی چه کنم چه تحفه آرم بر دوست
بی‌درد میا هر آنچه آری خوبست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۲ - پیوسته ز من کشیده دامن دل تست
پیوسته ز من کشیده دامن دل تست
فارغ ز من سوخته خرمن دل توست
گر عمر وفا کند من از تو دل خویش
فارغ‌تر از آن کنم که از من دل توست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۳ - دل کیست که گویم از برای غم توست
دل کیست که گویم از برای غم توست
یا آنکه حریم تن سرای غم توست
لطفیست که می کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۴ - ای دل غم عشق از برای من و توست
ای دل غم عشق از برای من و توست
سر بر خط او نه که سزای من و توست
تو چاشنی درد ندانی ورنه
یک دم غم دوست خونبهای من و توست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۵ - ناکامیم ای دوست ز خودکامی توست
ناکامیم ای دوست ز خودکامی توست
وین سوختگیهای من از خامی توست
مگذار که در عشق تو رسوا گردم
رسوایی من باعث بدنامی توست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۶ - اسرار ملک بین که بغول افتادست
اسرار ملک بین که بغول افتادست
وان سکهٔ زر بین که بپول افتادست
وان دست برافشاندن مردان زد و کون
اکنون به ترانهٔ کچول افتادست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۷ - ای حیدر شهسوار وقت مددست
ای حیدر شهسوار وقت مددست
ای زبدهٔ هشت و چار وقت مددست
من عاجزم از جهان و دشمن بسیار
ای صاحب ذوالفقار وقت مددست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۷۸ - عشقم که بهر رگم غمی پیوندست
عشقم که بهر رگم غمی پیوندست
دردم که دلم بدرد حاجتمندست
صبرم که بکام پنجهٔ شیرم هست
شکرم که مدام خواهشم خرسندست