تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۷ - هر چندکه در زمانه یک محرم نیست
هر چندکه در زمانه یک محرم نیست
بنیاد اساس دوستی محکم نیست
مادر همه حال باغمش دلشادیم
چون غم بسلامتست،دیگر غم نیست
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۸ - یک لحظه دلم را سر هشیاری نیست
یک لحظه دلم را سر هشیاری نیست
با هشیاران مرا سر یاری نیست
باریست مرا،که پیل مستش نکشد
وین بار بجز عنایت باری نیست
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۹ - هر دل،که ز سر کارآگاهی یافت
هر دل،که ز سر کارآگاهی یافت
در ملک جهان ز ماه تا ماهی یافت
دریاب،اگر چنانچه در خواهی یافت
کین نکته بروزگار در خواهی یافت
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۰ - گر دلبر من شیوه مستان گیرد
گر دلبر من شیوه مستان گیرد
بر عاشقان خود هزار دستان گیرد
نومید مشو ازو،که در آخر کار
هم عاقبت کار تو آسان گیرد
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۱ - ای دل،غم عشق ذو فنونت سازد
ای دل،غم عشق ذو فنونت سازد
وز هرچه گمان بری فزونت سازد
در واقعه هجر زبونت سازد
آخرغم آن نگار چونت سازد؟
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۲ - دل بسته طره های مشکین تو شد
دل بسته طره های مشکین تو شد
جان خسته لعل گوهرآگین تو شد
جان دو جهان بنده مسکین تو شد
صد فاتحه خوان طفیل آمین تو شد
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۳ - یک چند مرا پیر خرد گفتی پند :
یک چند مرا پیر خرد گفتی پند :
هان!تانکنی به مهرورزی پیوند
نشنید نصیحت خرد بخت نژند
هجران بسرم تاخت چو کوه الوند
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۴ - آن روز که این گنبد مینا بستند
آن روز که این گنبد مینا بستند
وین طارم نه سپهر اعلا بستند
نی کتم عدم بود،نه شمع و نه آتش
نی رشته،که عشق یار بر ما بستند
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۵ - آنها که ز سودای تو سرگردانند
آنها که ز سودای تو سرگردانند
آشفته و شوریده و بی سامانند
در طلعت زیبای تو حیرانانند
حیرانانند و تا بحی میرانند
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۶ - چون باده بما داد،علی رغم حسود
چون باده بما داد،علی رغم حسود
خوردیم،اگرصاف،اگر دردی بود
این باده ز بهر ماست،جز ما که خورد؟
چون رسم شراب خانه بهر مابود
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۷ - از بهر تو آمدم ببازار وجود
از بهر تو آمدم ببازار وجود
وز بهر تو می روم بر آثار وجود
گر زانکه نیامدی به اظهار وجود
باطل ماندی جمله اسرار وجود
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۸ - ای شاه جهان،از تو نیاید آزار
ای شاه جهان،از تو نیاید آزار
دانا دل و عالمی و بختت بیدار
بر خاک درت فتاده ام زار و نزار
از روی کرم ز روی خاکم بردار
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۱۹ - معشوقه بهر صفت که آید بظهور
معشوقه بهر صفت که آید بظهور
از ظلمت محض،یا خود از خالص نور
عاشق بهمان صفت موصوف گردد
بر دین ملوکست رعیت مامور
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۰ - ای ساعد لطف شاه از روح تو باز
ای ساعد لطف شاه از روح تو باز
محبوب خدا،طایر عالی پرواز
با پیل چه نسبتت؟که شاهان جهان
بر خاک درت پیاده بر نطع نیاز
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۱ - ای رفته بپای خود بجایی که مپرس
ای رفته بپای خود بجایی که مپرس
وز دست خودی تو در بلایی که مپرس
از مس وجود خود دمی بیرون آی
تا راه بری بکیمیایی که مپرس
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۲ - ما را ز عنایتش جمیلست جمال
ما را ز عنایتش جمیلست جمال
عالم همه تشنه اند و ما آب زلال
ما اهل کمالیم وز ما هر نفسی
صدگونه تحیتست بر اهل کمال
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۳ - ای جان جهان،جان جهان،دلبرگیل
ای جان جهان،جان جهان،دلبرگیل
می دل همه روج داروتی دیمی میل
سیلاب سرشک قاسم از ابر غمت
اندی بشو،که بردگیلان را سیل
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۴ - مستدعیم از حضرت سلطان قدم
مستدعیم از حضرت سلطان قدم
یک جرعه شراب را که سرتابقدم
مستم کند آن چنان که آسوده شوم
از قاعده وجود و از رسم عدم
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۵ - گر کافر و مؤمنم،که بر دین توام
گر کافر و مؤمنم،که بر دین توام
گر نیک و بدم، بنده مسکین توام
گر اخلاصم، خطبه تمکین توام
ور فاتحه ام، طفیل آمین توام
قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۶ - من بنده شیوه های شیرین توام
من بنده شیوه های شیرین توام
آشفته طره های مشکین توام
گفتی که :بگو:تاچه کسی در ره ما؟
مسکین تو،مسکین تو،مسکین توام