تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۰ - اول ره کار را نشان باید داد
اول ره کار را نشان باید داد
در موقع کار امتحان باید داد
چون کار به عالم جوان نسپاری
پس کار به پیر کاردان باید داد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - ای دوست برای دوست جان باید داد
ای دوست برای دوست جان باید داد
در راه محبت امتحان باید داد
تنها نبود شرط محبت گفتن
یک مرتبه هم عمل نشان باید داد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۲ - دردا که جهان به ما دل شاد نداد
دردا که جهان به ما دل شاد نداد
جز درس غم و محن به ما یاد نداد
ای داد که آسمان ز بیدادگری
با اینهمه داد ما به ما داد نداد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - استاد ازل که درس بیداد نداد
استاد ازل که درس بیداد نداد
جز مسئله داد مرا یاد نداد
ما داد ز بیدادگران بستانیم
گر محکمه داد به ما داد نداد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۴ - گر مشکل فقر و ثروت آسان گردد
گر مشکل فقر و ثروت آسان گردد
آسوده ز غم توده انسان گردد
گر کیست که گشته حارس میش ز جور
مالک چو نماینده دهقان گردد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۵ - دشمن پی دشمنی کمر می بندد
دشمن پی دشمنی کمر می بندد
بیگانه ره نفع و ضرر می بندد
گر دعوی دوستی کند دولت روس
کی دوست بروی دوست در می بندد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۶ - هر گل که ز یکرنگی خود بو دارد
هر گل که ز یکرنگی خود بو دارد
در باغ هزار تهنیت گو دارد
روزی به چمن اگر در آیم چو هزار
من بو نکنم گلی که صد رو دارد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۷ - دل زمزمه های انقلابی دارد
دل زمزمه های انقلابی دارد
در عین جنون حرف حسابی دارد
گوید که ز چیست مستشار بلدی
این طور سر خانه خرابی دارد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۸ - آن کس که مقام مستشاری دارد
آن کس که مقام مستشاری دارد
در مالیه اختصاص کاری دارد
راپورت ورا اگر بدقت خوانی
بیش از همه چیز امیدواری دارد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۰۹ - این چرخ برین که سرفرازی دارد
این چرخ برین که سرفرازی دارد
بر جنس بشر دست درازی دارد
با پرده دلفریب پر نقش و نگار
یک لحظه دو صد هزار بازی دارد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۰ - چشم تو خدنگ سینه دوزی دارد
چشم تو خدنگ سینه دوزی دارد
خشم تو پلنگ کینه توزی دارد
هر چند بود دل تو چون آهن سخت
پرهیز از آن ناله که سوزی دارد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۱ - هر کس که به دل چو لاله داغی دارد
هر کس که به دل چو لاله داغی دارد
کی میل گل و گردش باغی دارد
ما گوشه نشین ز بی دماغی شده ایم
خوش آنکه به فصل گل دماغی دارد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۲ - این خانه دگر چونی نوائی دارد
این خانه دگر چونی نوائی دارد
وز راز درون بسر هوائی دارد
یکسان نبود وضع سیاست دایم
هر روز سیاست اقتضائی دارد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۳ - فکر نوئی از برای ما باید کرد
فکر نوئی از برای ما باید کرد
وین شیوه کهنه را رها باید کرد
با زور مجازات و فشار قانون
ما را به وظیفه آشنا باید کرد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۴ - گر درد عموم را دوا باید کرد
گر درد عموم را دوا باید کرد
با کوشش مستشار ما باید کرد
اما ز ره پند نصیحت گاهی
او را به وظیفه آشنا باید کرد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۵ - یا سد ره فقر و غنا باید کرد
یا سد ره فقر و غنا باید کرد
یا چاره درد فقرا باید کرد
صد کار برای خاطر خود کردیم
یک کار هم از بهر خدا باید کرد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۶ - در گاه عمل شتاب می باید کرد
در گاه عمل شتاب می باید کرد
جان باخته فتح باب می باید کرد
ای کاش که توده بعد ازین می دانست
کز جنس خود انتخاب می باید کرد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۷ - با عزم متین شتاب می باید کرد
با عزم متین شتاب می باید کرد
همراهی شیخ و شاب می باید کرد
با دقت هر چه بیشتر در این بار
مرد عمل انتخاب می باید کرد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - در کعبه برهمنی نمی باید کرد
در کعبه برهمنی نمی باید کرد
بی زور تهمتنی نمی باید کرد
تا کار بدوستی میسر گردد
اقدام به دشمنی نمی باید کرد
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۱۹ - با این ره و رسم بد چه می باید کرد
با این ره و رسم بد چه می باید کرد
بگذشته بدی ز حد چه می باید کرد
برگشته محیط ما ز دیو و دد و دام
با اینهمه دیو و دد چه می باید کرد