تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۰ - هر رأی که با دادن سیم آوردند
هر رأی که با دادن سیم آوردند
آه دل مسکین و یتیم آوردند
صندوق لواسان چو بسی بود علیل
نظار برای او حکیم آوردند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۱ - آنانکه پریر با عدو یار شدند
آنانکه پریر با عدو یار شدند
دیروز به اغیار مددکار شدند
آماده چو کردند سیه روزی ما
امروز به روز ما گرفتار شدند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۲ - چون مرتجعین آلت نیرنگ شدند
چون مرتجعین آلت نیرنگ شدند
آزادی و ارتجاع در جنگ شدند
القصه بنام حفظ اسلام ز کفر
یک دسته ز روی سادگی رنگ شدند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۳ - ابناء جهان که زاده بوالبشرند
ابناء جهان که زاده بوالبشرند
آن توده اصل زارع و کارگرند
صنف دگری معاونند آنها را
باقی همه جمع فرعی و مفت خورند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۴ - آنانکه بپا بنای هستی دارند
آنانکه بپا بنای هستی دارند
بر مال وطن دراز دستی دارند
چون منفعت از برایشان بیشتر است
بیش از دگران وطن پرستی دارند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۵ - آنانکه تو را دو سال یکبار خرند
آنانکه تو را دو سال یکبار خرند
هر چند گران شوی بناچار خرند
ارزان مفروش خویش را ای توده
چون مردم کم فروش بسیار خرند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۶ - این پول که صاحبان القاب خورند
این پول که صاحبان القاب خورند
خون دل ماست چون می ناب خورند
تا کی عرق جبین یک ملت را
بگرفته و قطره قطره چون آب خورند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۷ - بر بام فلک بیرق کین برق زند
بر بام فلک بیرق کین برق زند
آشوب صلا بر ملل شرق زند
در لجه خون فرشته صلح و صفا
افتاده و داد از خطر غرق زند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۸ - جمعی ز غنا صاحب افسر باشند
جمعی ز غنا صاحب افسر باشند
یک دسته ز فقر خاک بر سر باشند
باید که بر این فزود از آن یک کاست
تا هر دو برادر و برابر باشند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶۹ - ما طالب آنکه کار مطلوب کند
ما طالب آنکه کار مطلوب کند
خود را بر خوب و زشت محبوب کند
ما دوست نداریم نمائیم انکار
گر دشمن ما هم عمل خوب کند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۰ - عدلیه که داد باید از داد کند
عدلیه که داد باید از داد کند
از چیست که جای داد بیداد کند
ای داد که از عدلیه منصوری
بر هر که نظر بیفکنی داد کند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۱ - سرمایه اغنیا اگر کار کند
سرمایه اغنیا اگر کار کند
با زحمت دست کارگر کار کند
جانم به فدای دست خون آلودی
کز بهر سعادت بشر کار کند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۲ - دستی که به پرده کعبه را دیر کند
دستی که به پرده کعبه را دیر کند
بیگانه خودی یگانه را غیر کند
بیرون شده ز آستین شهر آشوبی
از دست چنین بشر خدا خیر کند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۳ - ملت چو شراب بی خودی نوش کند
ملت چو شراب بی خودی نوش کند
یا پند معاندین خود گوش کند
هر عیب و هنر دید نمی آرد یاد
هر خوب و بدی دید فراموش کند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۴ - هر کس می بی حقیقتی نوش کند
هر کس می بی حقیقتی نوش کند
هر قول که می دهد فراموش کند
یک رشته حقیقت آشکارا گفتم
گر دولت ما به حرف حق گوش کند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۵ - از عدل اگر وکیل توصیف کند
از عدل اگر وکیل توصیف کند
روزنامه نگار مدح و تعریف کند
زین پس به خلاف پیشتر جا دارد
گر پارلمان ادای تکلیف کند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۶ - آن کیست که پرده خطا چاک کند
آن کیست که پرده خطا چاک کند
آسوده و شاد جان غمناک کند
با حربه برنده قانون امروز
از عدلیه قطع دست ناپاک کند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۷ - هرگز دل من شکایت از غم نکند
هرگز دل من شکایت از غم نکند
شادی ز مسرت دمادم نکند
دانی که بود مرد هنرپیشه راست
آنکس که ز بار غم کمر خم نکند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۸ - عاقل که جز اقدام لزومی نکند
عاقل که جز اقدام لزومی نکند
غمناک دل غریب و بومی نکند
داند که حکومتی نگردد ثابت
تا تکیه بر افکار عمومی نکند
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۷۹ - آنانکه بقانون شکنی مشغولند
آنانکه بقانون شکنی مشغولند
پیش وکلا ز خوب و بد مسئولند
آنروز که اعتماد مجلس شد سلب
از شغل وزارت همگی معزولند