تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۳ - با علم و عمل اگر مهیا نشویم
با علم و عمل اگر مهیا نشویم
همدوش به مردمان دنیا نشویم
نادانی و بندگیست توأم به خدای
ما بنده شویم اگر که دانا نشویم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۴ - ما طعنه زن مقام مردی نشویم
ما طعنه زن مقام مردی نشویم
چون باد اسیر هرزه گردی نشویم
اما نبود گناه در پیش عموم
گر معتقد قدرت فردی نشویم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۵ - تا چند کسل از غم بیهوده شویم
تا چند کسل از غم بیهوده شویم
تا کی به هوای نفس آلوده شویم
در زندگی آسوده نگشتیم چو ما
مردیم که از دست غم آسوده شویم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۶ - با دولت نو رسم کهن می گویم
با دولت نو رسم کهن می گویم
عیب دگران و خویشتن می گویم
نادیده ز خوب و بد نرانیم سخن
از دیده همیشه من سخن می گویم
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۷ - تا چند توان به ناتوانان دیدن
تا چند توان به ناتوانان دیدن
جور و ستم جهان ستانان دیدن
تا کی به هوای زندگی در پیری
با دیده توان مرگ جوانان دیدن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۸ - با نخل خوشی همیشه پیوند بزن
با نخل خوشی همیشه پیوند بزن
می با دل شاد و جان خرسند بزن
گر بر تو زمانه یک دمی سخت گرفت
دندان بجگر گذار و لبخند بزن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۲۹ - ای دوست به دیوار کسی مشت مزن
ای دوست به دیوار کسی مشت مزن
دشمن چو شوی به شیر انگشت مزن
تا دست دهد حرف حساب خود را
با مردم روزگار بی پشت مزن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۰ - ای دل شکن آتش به دل تنگ مزن
ای دل شکن آتش به دل تنگ مزن
بر شیشه ارباب وفا سنگ مزن
ای دوست بپشت گرمی دشمن خویش
بیهوده بروی دوستان چنگ مزن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۱ - یاری که کج و دوروست، شمشیرش کن
یاری که کج و دوروست، شمشیرش کن
گر راست نشد نشانه تیرش کن
ور دشمن یک رنگ تو چون شیر بود
با رشته دوستی به زنجیرش کن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۲ - گر تکیه کنی بر دم شمشیر مکن
گر تکیه کنی بر دم شمشیر مکن
بی دغدغه بازی به دم شیر مکن
خواهی که شود طالع بیدارت یار
خوابی که ندیده ای تو تعبیر مکن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۳ - طوفان می نسیان از این نوش مکن
طوفان می نسیان از این نوش مکن
فحش عرب و حرف عجم گوش مکن
خواهی چو صلاح حال مستقبل را
ایام گذشته را فراموش مکن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۴ - هرگز دل کس را به عبث تنگ مکن
هرگز دل کس را به عبث تنگ مکن
تا صلح شود به جنگ آهنگ مکن
هر چند که نیست زندگی غیر از جنگ
با مرگ بساز و با کسی جنگ مکن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۵ - ای توده عمل باهمم عالیه کن
ای توده عمل باهمم عالیه کن
بگذشته گذشت صحبت از حالیه کن
گر علت ورشکستگی می خواهی
چشمی بقرار بانک با مالیه کن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۶ - ای ملت آرین وفاداری کن
ای ملت آرین وفاداری کن
در خدمت نوع خود فداکاری کن
اکنون که به بحر ناز و نعمت غرقی
قحطی زدگان روس را یاری کن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۷ - ای دوست کلاه خویش را قاضی کن
ای دوست کلاه خویش را قاضی کن
در آتیه کار بهتر از ماضی کن
فرصت مده از دست و به هر قیمت هست
افکار عموم را ز خود راضی کن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۸ - از آز بپرهیز و امیری می کن
از آز بپرهیز و امیری می کن
با گرسنگی سخن ز سیری می کن
در جامعه گر تو سرفرازی خواهی
از پای فتاده دستگیری می کن
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۳۹ - یک عمر در این محیط گریدم من
یک عمر در این محیط گریدم من
وین بوالهوسان را همه سنجیدم من
فهمیدنم این بود که از این مردم
در هیچ زمان هیچ نفهمیدم من
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۰ - آثار محن از در و دیوار ببین
آثار محن از در و دیوار ببین
فریاد ز کاردار و بیکار ببین
هر دسته ای از مردم این کشور را
سرگشته اضطراب افکار ببین
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۱ - ای دیده دو چشم فتنه را خیره ببین
ای دیده دو چشم فتنه را خیره ببین
بر مملکت انقلاب را چیره ببین
در آتیه رنگ افق ایران را
چو روی خطاکنندگان تیره ببین
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۲ - ای دیده دو چشم فتنه را خیره ببین
ای دیده دو چشم فتنه را خیره ببین
بر صلح و صفا ستیزه را چیره ببین
رنگ افق سیاست ایران را
از ابر سیاه قیرگون تیره ببین