تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۳ - در مرز عجم ذلت ایرانی بین
در مرز عجم ذلت ایرانی بین
در ملک عرب محو مسلمانی بین
دایم سر سروران اسلامی را
پامال تجاوز بریتانی بین
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۴ - بی دوست شب فراق غم خوردن به
بی دوست شب فراق غم خوردن به
غم خوردن و دندان به دل افشردن به
گر زندگی این است که دل دارد و من
صد بار ز زندگی بود مردن به
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۵ - با دشمن اگر پاره کنی سلسله به
با دشمن اگر پاره کنی سلسله به
وز دوست به پیش دوست سازی گله به
گر خارجه خوب باشد و داخله بد
از خارجه خوب بد داخله به
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۶ - احزاب جهان راه نجاتند همه
احزاب جهان راه نجاتند همه
در جامعه باعث حیاتند همه
در کشور ما چو جنگ صنفی نبود
این است که بی عزم و ثباتند همه
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۷ - سردسته حزب هر چه هستند همه
سردسته حزب هر چه هستند همه
سر تا سر بقدم خویش پرستند همه
افرادی اگر در آن میان یافت شود
از ساده دلی آلت دستند همه
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۸ - با هم رفقا که یار و جفتند همه
با هم رفقا که یار و جفتند همه
بنشسته و گفتند و شنفتند همه
شد راستی از خواندن آرا معلوم
کز حیله به هم دروغ گفتند همه
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۴۹ - یکدسته که کاندید جدیدند همه
یکدسته که کاندید جدیدند همه
سال و مه و هفته ها دویدند همه
اکنون که ز رأی خوانده گردیده دو ثلث
ناچار سه ربع نا امیدند همه
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۰ - آن دسته که در نزد تو پیشند همه
آن دسته که در نزد تو پیشند همه
با حرف رفیق نوش و نیشند همه
آید چو میان پای عمل می دانند
یکسر پی جلب نفع خویشند همه
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۱ - دنیا که سعادتش بود مال همه
دنیا که سعادتش بود مال همه
از چیست که نیست شامل حال همه
شهری که شرافتش برای جمعی است
ای وای و دو صد وای بر احوال همه
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۲ - در اول وهله پا فشردیم همه
در اول وهله پا فشردیم همه
گوی سبق از زمانه بردیم همه
از تفرقه بگسیخته شد چون صف ما
از مرتجعین شکست خوردیم همه
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۳ - با آنکه ز فقر پاکبازیم همه
با آنکه ز فقر پاکبازیم همه
پیش دگران دست درازیم همه
اشراف طمعکار اگر بگذارند
با کثرت فقر بی نیازیم همه
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۴ - افسوس که از رأی خراب من و تو
افسوس که از رأی خراب من و تو
یکمرتبه شد پاک حساب من و تو
آراء لواسان چو بخوبی خوانند
حاکی است ز سؤ انتخاب من و تو
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۵ - اشراف عزیز نکته سنج من و تو
اشراف عزیز نکته سنج من و تو
چون مار نشسته روی گنج من و تو
تا بیحس و جاهلیم یک سر تو و من
پامال کنند دست رنج من و تو
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۶ - از باده کبر مست و مخمور مشو
از باده کبر مست و مخمور مشو
وز راه سلامت و خرد دور مشو
روزی دو جهان اگر به کام تو شود
از شادی این دو روزه مغرور مشو
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۷ - ای دوست برای دست و پا مشت تو کو
ای دوست برای دست و پا مشت تو کو
دشمن به تو گر روی کند پشت تو کو
تا عقده گشای دل مردم گردی
چون شانه مشاطه سرانگشت تو کو
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۸ - ای توده گرفتار جهالت شده ای
ای توده گرفتار جهالت شده ای
گم کشته وادی ضلالت شده ای
هرکس که کنی وکیل گر جنس تو نیست
بیچون و چرا بدان که آلت شده ای
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۹ - ای بوم در این بوم مؤسس شده ای
ای بوم در این بوم مؤسس شده ای
ای زاغ به باغ نقل مجلس شده ای
در مدرسه درس می دهی رنگارنگ
ای بوقلمون مگر مدرس شده ای
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۰ - ای جعبه بخوب و زشت حاکم شده ای
ای جعبه بخوب و زشت حاکم شده ای
محفوظ کن سقیم و سالم شده ای
با آنکه توئی پاک دل و پاک نهاد
آرامگه خائن و خادم شده ای
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۱ - ای مرغ اسیر از چه کم حوصله ای
ای مرغ اسیر از چه کم حوصله ای
از بستن بال خویش پر در گله ای
پرواز کنی به کام خود روز دگر
پاداش چنین شبی که در سلسله ای
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۶۲ - با زور و وبال تا وزارت کردی
با زور و وبال تا وزارت کردی
بس مال که از مالیه غارت کردی
صد خانه خراب کردی ای خانه خراب
تا کاخ بلند خود عمارت کردی