تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۴ - ای از غم تو ناله ی زار همه کس
ای از غم تو ناله ی زار همه کس
ای از تو سیاه روزگار همه کس
در عشق تو کار من نه مشکل شد و بس
مشکل شده از عشق تو کار همه کس
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۵ - ای باعث افلاس و تهیدستی خلق
ای باعث افلاس و تهیدستی خلق
از نهیاتی شکایت مشتی خلق
هم خلق ملول هم تو دلگیر زما
خلق از غم هستی و تو از هستی خلق
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۶ - در بزم رقیب ای زتوام سوز فراق
در بزم رقیب ای زتوام سوز فراق
وصلت بتر از درد غم اندوز فراق
هر کس به فراق کرد یاد شب وصل
من در شب وصل آرزو روز فراق
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۷ - در بزم تو دورای گل خود روی دو رنگ
در بزم تو دورای گل خود روی دو رنگ
تا کی بودم چو غنچه خون در دل تنگ؟
با دیده ی تر گهی بسوزم چون شمع
با قامت خم گهی بنالم چو چنگ
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۸ - ای در چمن حسن رخت خرمن گل
ای در چمن حسن رخت خرمن گل
خط گر درخت چو سبزه پیرامن گل
افسوس که در دامن پاک تو رقیب
آویخته همچو خار بر دامن گل
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۹ - صد بار اگر به تیغ کین می کشدم
صد بار اگر به تیغ کین می کشدم
غم نیست که یار نازنین می کشدم
خونم ریزد لیک برای دل غیر
بهر دل آن می کشد این می کشدم
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۰ - با غیر ترا یار نمیدانستم
با غیر ترا یار نمیدانستم
در بزم تواش بار نمیدانستم
میدانستم که خواهی ام کشت اما
بهر دل اغیار نمیدانستم
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۱ - وقتی که ربود خواب و از دل تابم
وقتی که ربود خواب و از دل تابم
شد کلبه منور از رخ احبابم
این هم اثر بخت بد من که زخواب
بیدار گهی شود که من در خوابم
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۲ - جائی که فرو رفت به گل پای دلم
جائی که فرو رفت به گل پای دلم
آنجاست مکان تو و ماوای دلم
اگه بودم کجاست جان تو اگر
میدانستم کجا بود جای دلم
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۳ - این خاک مدینه است یا ماه معین؟
این خاک مدینه است یا ماه معین؟
این روضه ی مصطفاست یا عرش برین؟
این روی من و ضریح شاه مدنی است
یا جرم زحل گشته به خورشید قرین؟
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۴ - چون گشت به پا قصر شهنشاه زمین
چون گشت به پا قصر شهنشاه زمین
شاهان به جنابش همه سودند جبین
زین قصر زمین یافت شرافت که چنین
خم گشت به تعظیم زمین عرش برین
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۵ - دلاک به شغل سر تراشی بر من
دلاک به شغل سر تراشی بر من
وز خون سر آغشته بود پیکر من
من دست طمع کشیده ام از سر خویش
او دست نمی کشد هنوز از سر من
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۶ - ز آن یار جفا جو که وفا دیده که من؟
ز آن یار جفا جو که وفا دیده که من؟
وز جور و جفایش که نرنجیده که من؟
هر گوشه چو من هزار دارد بلبل
از باغ وصالش که گلی چیده که من؟
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۷ - ماندم زجفای غیر مهجور از تو
ماندم زجفای غیر مهجور از تو
دل خسته و ناتوان و رنجور از تو
هر کس زجفا کرد تو را دور از من
دور از تو چنان شود که من دور از تو
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۸ - ای شمع رخ ترا دلم پروانه
ای شمع رخ ترا دلم پروانه
دام تو شود آخرم از پروانه
پروانه صفت من از غمت میسوزم
وز سوختنم هیچ ترا پروانه
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۹ - شادی و غمم به قدر هم بایستی
شادی و غمم به قدر هم بایستی
یا طاقت من در خور غم بایستی
یا لطف تو افزون ز ستم بایستی
یا جور تو چون رحم تو کم بایستی
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۰ - تعظیم مرا گرنه به مجلس کردی
تعظیم مرا گرنه به مجلس کردی
نه عاری از این بود مرا نه دردی
تو گردی و من (سحاب) نبود عجب آن
کز فیض (سحاب) بر نخیزد گردی
سحاب اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - هر شعر کز اوراق کهن میخوانی
هر شعر کز اوراق کهن میخوانی
سهل است اگر زخویشتن میخوانی
با این چه کنم که هر زمان شعر مرا
می دزدی و آن گاه به من میخوانی؟
عمعق بخاری : رباعیات
شماره ۱ - خواهم همه را کور ز عشق رویت
خواهم همه را کور ز عشق رویت
تا من نگرم بس برخ نیکویت
خود خواهم همی دو چشم خود کور
تا دیدن دیگری نبینم سویت
عمعق بخاری : رباعیات
شماره ۲ - ای شاه، بهار دشمنانت دی باد
ای شاه، بهار دشمنانت دی باد
در دست تو بند زلف و جام می باد
چشم عدو از خون جگر رنگین باد
هر جا که روی تو نصرة اندر پی باد