تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵ - هر کس به من سوخته خرمن سازد
هر کس به من سوخته خرمن سازد
شرطست که با ناله و شیون سازد
بر شاخ گلی که سرزند از خاکم
ای کاش که بلبلی نشیمن سازد
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۶ - عمریست که از دلم جنون می جوشد
عمریست که از دلم جنون می جوشد
از دیده ام اشگ لاله گون می جوشد
در وادی عشق چشم گریان منست
آن چشمه کزو همیشه خون می جوشد
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۷ - ای آن که چو بگذری تو بر یاد دلم
ای آن که چو بگذری تو بر یاد دلم
جز گریه نگیرد ز غمت داد دلم
تا از تو جدا فتادم ای وای به من
یادت نرسد اگر به فریاد دلم
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۸ - خواهم که سرود عشق بنیاد کنم
خواهم که سرود عشق بنیاد کنم
از عهد گرفتاری خود یاد کنم
از بسکه در آرزوی دام و قفسم
آزادم و جستجوی صیاد کنم
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۹ - دردا که بت ستیزه کاری دارم
دردا که بت ستیزه کاری دارم
وز غمزه او جان فگاری دارم
مردم گویند روزگارت چونست
می پندارند روزگاری دارم
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۰ - عمریست که تیره روزگارم چه کنم؟
عمریست که تیره روزگارم چه کنم؟
افتاده ز چشم اعتبارم چه کنم؟
گر وقت گریبان شده دستم چه عجب
رفته است ز کف دامن یارم چه کنم؟
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۱ - کی پیش کسی حکایتی از تو کنم
کی پیش کسی حکایتی از تو کنم
یا شکوه بی نهایتی از تو کنم
غیر و من و شکوه از تو شرمم بادا
هم با تو مگر شکایتی از تو کنم
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۲ - گر بی تو به بزم عیش ساغر زده ام
گر بی تو به بزم عیش ساغر زده ام
صد غوطه به خون دیده تر زده ام
مانند سبوی باده مانده است بجای
دستی که به هجران تو بر سر زده ام
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۳ - گویند به من که بیقراری نکنم
گویند به من که بیقراری نکنم
شبهای فراق اشگباری نکنم
تا هست مرا آتش عشقش بر سر
یک لحظه چو شمع ترک زاری نکنم
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۴ - نه ذوق من از وصل نگاری دارم
نه ذوق من از وصل نگاری دارم
نه شوق گل و سیر بهاری دارم
کافیست مرا همین که در کنج غمی
بنشسته خیال چون تو یاری دارم
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۵ - گفتی که تنی که عشق فرسودت کو
گفتی که تنی که عشق فرسودت کو
آن جان که به تن دمی نیاسودت کو
من هم به تو گویم سخنی رنجه مشو
حسنی که دو روز پیش ازین بودت کو
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۶ - ای آن که به غیر از تو مرا یاری نه
ای آن که به غیر از تو مرا یاری نه
جز یاد توام مونس و غمخواری نه
شبهای دراز هجر دور از رخ تو
چون شمع به جز گریه مرا کاری نه
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۷ - تا عشق مرا فاش نمی دانستی
تا عشق مرا فاش نمی دانستی
با من ره پرخاش نمی دانستی
در عاشقی خویش مرا شهره شهر
دانستی و ای کاش نمی دانستی
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۸ - در محفل غیر باده چون نوش کنی
در محفل غیر باده چون نوش کنی
درباره من حرف کسان گوش کنی
چون عهد وفای خویش ترسم که مرا
یک باره ز خاطرت فراموش کنی
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۹ - رفت آن که به صبر خود گمان داشتمی
رفت آن که به صبر خود گمان داشتمی
اندوه تو را میان جان داشتمی
دردا که کنون ز پرده بیرون افتاد
آن راز که سالها نهان داشتمی
طبیب اصفهانی : مفردات
شماره ۱۷ - آمد سپه بهار و شد لشکر دی
آمد سپه بهار و شد لشکر دی
بر شاخ نگر شکوفه چون افسر کی
مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۱۰ - تالله لو سال المکارم سائل
تالله لو سال المکارم سائل
بوما و حملها السؤل الی الغد
من افضل الثقلین بعد محمد
قولی لقالت افضل بن محمد
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۱ - دلبند سمنبرست گلرفتارا
دلبند سمنبرست گلرفتارا
شیرین سخنا ماه شکر گفتارا!
هر چند که هیچ یاد ناری ما را
روز تو خجسته باد یارب یارا!
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۲ - تا سایه فگند سرو آزاد بر آب
تا سایه فگند سرو آزاد بر آب
تا عکس گل شکفته افتاد بر آب
آب از هوس بهار دیوانه بماند
زنجیر نهاد ازین سبب باد بر آب
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۳ - آن دل که همیشه در طرب داشت شتاب
آن دل که همیشه در طرب داشت شتاب
وان دیده که بد رخ تو وی را محراب
در هجر تو ای نوش لب تلخ جواب
پروانه آتشست و پیمانه آب