تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۵ - یک نیمه جهان سر او باغ شاه است
یک نیمه جهان سر او باغ شاه است
یک نیم دگر سر او لشگر گاه است
لگشر که بزیر خیمه و خرگاه است
خرگاه پر از شیر و پلنگ و ماه است
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۶ - ماننده شیر نر شمس الدین است
ماننده شیر نر شمس الدین است
بر خلق فکنده فر شمس الدین است
نیک و بدو خیر و شر شمس الدین است
شاهان سر بند و زر شمس الدین است
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۷ - بر ملک فکنده برخ شمس الامراست
بر ملک فکنده برخ شمس الامراست
وز ملک ربوده نرخ شمس الامراست
بهتر ز ملوک کرخ شمس الامراست
میران ز می اندو چرخ شمس الامراست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۸ - تا پرده روی ماه من عنبر گشت
تا پرده روی ماه من عنبر گشت
آن دل که بر او فتنه شدی زو برگشت
اکنون که بنزد هرکسی کمتر گشت
بر من ز جهان و جان گرامی تر گشت
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۲۹ - با آنکه دلم از غم هجرت خونست
با آنکه دلم از غم هجرت خونست
شادی بغم توام ز غم افزونست
اندیشه کنم هر شب و گویم یارب
هجرانش چنین است وصالش چونست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۰ - چشمم ز غمت بهر عقیقی که بسفت
چشمم ز غمت بهر عقیقی که بسفت
بر چهره هزار گل ز رازم بشکفت
رازی که دلم ز جان همی داشت نهفت
اشکم بزبان حال با خلق بگفت
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۱ - نیمی ز تنم برنج و نیمی بشکنج
نیمی ز تنم برنج و نیمی بشکنج
کاری که کنی نخست با عقل بسنج
آن کو بخورد درد و غم و رنج بگنج
گنجش بورد بدو بماند همه رنج
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۲ - تا دلبر من بر ابرو افکند شکنج
تا دلبر من بر ابرو افکند شکنج
هر روز یکی درد دلم گردد پنج
رنج از دل و جان مهان بکاهند بگنج
من بر تن و جان بگنج بفزودم رنج
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۳ - صد بار بدل پند بکردم نشنید
صد بار بدل پند بکردم نشنید
وز خود رائی بدو رسید آنچه رسید
این دیده بیچاره بدو در نگرید
دیدی کز دیدن او دیده چه دید
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۴ - هر کان رخ و آن زلف و لب دید
هر کان رخ و آن زلف و لب دید
می معدن سیم و روز جفت شب دید
هر کان خط و خذ و زلف و آن غبغب دید
خورشید بقوس و ماه در عقرب دید
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۵ - گویند بهر درد بود صابر مرد
گویند بهر درد بود صابر مرد
تا کی خورم اندوه و غم و حسرت و درد
تا کی ز فراق دوست فریاد کنم
در فرقت دوست صبر نتوانم کرد
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۶ - آنی که دل من از تو خرم گردد
آنی که دل من از تو خرم گردد
روی تو همی چراغ عالم گردد
چون از سختی دلم پر از غم گردد
چون بنگرمت غم از دلم کم گردد
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۷ - از دوستی تو جز ندامت ناید
از دوستی تو جز ندامت ناید
بر تو ز بهی همی علامت ناید
از داروی تو بیمار سلامت ناید
از تو ببرم که جز ملامت ناید
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۸ - تا کی ز فراق بر دلم بند بود
تا کی ز فراق بر دلم بند بود
اندوه فراق بر دلم چند بود
آن دل که بدلبر آرزومند بود
در فرقت او چگونه خرسند بود
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳۹ - بیداد گرا بگرد بیداد مگرد
بیداد گرا بگرد بیداد مگرد
کز خلق به بیداد برآوردی گرد
ترسم بخوری ز درد ما روزی درد
بیداد رسد بهر که بیدادی کرد
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۴۰ - نیمی ز دلم باد شد و نیمی گرد
نیمی ز دلم باد شد و نیمی گرد
نیمی ز تنم گرم شد و نیمی سرد
گفتم که وفا متاع مهر اندوزد
چون درد دلم همه جفا بار آورد
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۴۱ - از چشم و دل من آب و آتش خیزد
از چشم و دل من آب و آتش خیزد
وز هر دو زمانه رستخیز انگیزد
نشگفت گران حور ز من بگریزد
کز آتش و آب هرکسی پرهیزد
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۴۲ - با دام تو گاه غمزه لشگر شکند
با دام تو گاه غمزه لشگر شکند
یاقوت تو گاه بوسه شکر شکند
بهتر خرد آن ترا که بهتر شکند
گوهر بخرد هرآنکه گوهر شکند
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۴۳ - از دست و سنانت آب و آذر خیزد
از دست و سنانت آب و آذر خیزد
وز خشم ور ضات زهر و شکر خیزد
مؤمن که دلش ز مهر تو برخیزد
از خاک بروز حشر کافر خیزد
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۴۴ - بر شاخ گل دولت تو خار نماند
بر شاخ گل دولت تو خار نماند
جز بخت تو هیچ بخت بیدار نماند
مردانش را جز از تو بازار نماند
جز داشتن ملک ترا کار نماند