تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۴ - هر چند ز تو به ما رسد فریاد است
هر چند ز تو به ما رسد فریاد است
در توست که ملک چشم و جان آباد است
بادی که به قهر تو وزد، طوفان است
طوفان که عنایت تو باشد، باد است
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۵ - تا شربت عاشقی چشیدم زغمت
تا شربت عاشقی چشیدم زغمت
هر بد که گمان بری کشیدم زغمت
قصه چکنم، بجان رسیدم زغمت
آن به که نگویم، آنچه دیدم زغمت
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۶ - در نامه ی تو، قلم چو گردن بفراشت
در نامه ی تو، قلم چو گردن بفراشت
گفتم بنویسمت، سرشکم نگذاشت
حال دل مشتاق نه آن صورت داشت
کان را به سر قلم، توانست نگاشت
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۷ - در رهگذر باد، چراغی که توراست
در رهگذر باد، چراغی که توراست
ترسم که بمیرد، از فراغی که توراست
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی زهی، دماغی که توراست
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۸ - تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد
تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد
خواهی بطرب نشین و خواهی که بدرد
دیگر نشود حکمت دارنده فرد
ما را غم بیهوده چرا باید خورد
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۱۹ - یکدل چه کند، هزار جانبازی کرد
یکدل چه کند، هزار جانبازی کرد
خون گشت زدرد تو ودمسازی کرد
بسیار بکوشید، نهان داشت غمت
بوی جگر سوخته، غمازی کرد
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۰ - دل دوش دم از هوای دلبر میزد
دل دوش دم از هوای دلبر میزد
هرجا که رسید، حلقه بردر میزد
همچون مگس، از حسرت آن تنگ شکر
فریاد کنان، دو دست بر سر میزد
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۱ - چندانکه مجال وهم انسان باشد
چندانکه مجال وهم انسان باشد
بر بنده، سخن گذاری آسان باشد
با اینهمه، چون ببارگاه تو رسد
ران ملخ و خوان سلیمان باشد
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۲ - دردا، که ز عمر مایه ی سود نماند
دردا، که ز عمر مایه ی سود نماند
یک دوست، کزو دلی بیاسود نماند
چون کیسه ی ایام بجستم در او
یا نقد وفا نبود، یا بود، نماند
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۳ - تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد
تقدیر هر آنچه کردنی بود بکرد
خواهی بطرب باش ازاو خواه بدرد
دیگر نگشود چشم داننده خرد
بیهوده چرا غم جهان باید خورد
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۴ - حاشا که ز دل، مهر تو آسان برود
حاشا که ز دل، مهر تو آسان برود
وان عشق گران خریده، ارزان برود
ای از بر من نرفته، مهر تو مرا
با شیر فرو شده ست، با جان برود
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۵ - خاک قدم تو، آب خورشید برد
خاک قدم تو، آب خورشید برد
باد سخطت، کلاه جمشید برد
هر دست، که چو گان قبول تو گرفت
از کل وجود، گوی امید برد
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۶ - این بس، که ز چشم من گهر خواهد چید
این بس، که ز چشم من گهر خواهد چید
آن کز قدمت نثار برخواهد چید
یک خنده ز دست لب شیرین، روزی
تا حشر، هنوز جان، شکر خواهد چید
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۷ - دست تو، کزو گنج گهر می زاید
دست تو، کزو گنج گهر می زاید
بحری است، که یک دم از سخاناساید
وز باد، سماع اگر بجنبد شاید
کز جنبش باد، بحر در موج آید
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۸ - در بند تو بیوفاست دل چه توان کرد
در بند تو بیوفاست دل چه توان کرد
بر روی تو مبتلاست دل، چه توان کرد
اقبال دو کون عرض کردیم بر او
جز محنت دل نخواست دل، چه توان کرد
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۲۹ - صد پاره وجود را، فرو بیخته اند
صد پاره وجود را، فرو بیخته اند
تا مثل تو، صورتی برانگیخته اند
سبحان الله، ز فرق سر تا پایت
در قالب آرزوی من ریخته اند
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۳۰ - امشب منم و وصال آن سرو بلند
امشب منم و وصال آن سرو بلند
می را، ز لبش چاشنی ئی داده بقند
ای شب، اگرت هزار کار است مرو
وی صبح، گرت هزار شادی است مخند
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۳۱ - ایزد، دلکی مهر فزایت بدهاد
ایزد، دلکی مهر فزایت بدهاد
به زین نظری باین گدایت بدهاد
خوبی و خوشی و دلفریبی و جمال
داری همه، جزوفا، خدایت بدهاد
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۳۲ - آن سرو خرامان به چمن، بازرسید
آن سرو خرامان به چمن، بازرسید
و آن جان سفر کرده به تن بازرسید
ضایع نشد این آه شب و گریه روز
دولت نظری کرد و بمن بازرسید
اثیر اخسیکتی : رباعیات
شماره ۳۳ - ما را خط تو داد وفاداری داد
ما را خط تو داد وفاداری داد
سودای سر زلف تو، بیداری داد
و آن خواب بماند نیز گرد لب او
در هجر تو، دوشم خط بیزاری داد