تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
فضولی : رباعیات
شماره ۳۴ - هستی بوجود تو دلیلیست صریح
هستی بوجود تو دلیلیست صریح
هر ذره بذکر تو زبانیست فصیح
فعلی که نه بر رضا تو نیست روا
قولی که نه از کلام تو نیست صحیح
فضولی : رباعیات
شماره ۳۵ - ای دل بگذر ز تنگنای این کاخ
ای دل بگذر ز تنگنای این کاخ
آهنگ فنا کن که فضاییست فراخ
مگذار که در حدیقه تنگ چنین
نخل املت هر طرف اندازد شاخ
فضولی : رباعیات
شماره ۳۶ - تا دل ز غم هجرت پریشان نشود
تا دل ز غم هجرت پریشان نشود
شایسته ذوق وصل جانان نشود
در عالم نیست راحت بی محنت
شرط است که تا این نشود آن نشود
فضولی : رباعیات
شماره ۳۷ - هر دم بدلم فرخ بتی می آرد
هر دم بدلم فرخ بتی می آرد
کارم ز بتان رواج و رونق دارد
جز عاشقی بتان نخواهم ورزید
فکرم اینست گر خدا بگذارد
فضولی : رباعیات
شماره ۳۸ - یارم گره از کار بافغان نگشاد
یارم گره از کار بافغان نگشاد
دلدار مراد من بفریاد نداد
افغان که باو نکرد افغان اثری
فریاد که کارگر نیامد فریاد
فضولی : رباعیات
شماره ۳۹ - حکم ازلم اسیر رفتار تو کرد
حکم ازلم اسیر رفتار تو کرد
حیران لب و واله گفتار تو کرد
آیا چه دهد جواب من روز جزا
آن کس که مرا چنین گرفتار تو کرد
فضولی : رباعیات
شماره ۴۰ - روزی که ز هر چه هست آثار نبود
روزی که ز هر چه هست آثار نبود
وز خواب عدم زمانه بیدار نبود
نورم شرر نار و گلم خار نداشت
من بودم و یار بود و اغیار نبود
فضولی : رباعیات
شماره ۴۱ - چون لاله پریرم آتشی در دل بود
چون لاله پریرم آتشی در دل بود
دی داد نوید سنبلت باد درود
امروز برو آب زن ای گل بگذار
فردا چو بنفشه خیزد از خاکم دود
فضولی : رباعیات
شماره ۴۲ - عاشق همه دم زار و حزین می باشد
عاشق همه دم زار و حزین می باشد
سودا زده و بی دل و دین می باشد
ای دل مکش اندوه ز بسیاری غم
خوش باش که عاشقی چنین می باشد
فضولی : رباعیات
شماره ۴۳ - سادات که نور دیده و تاج سرند
سادات که نور دیده و تاج سرند
با فضل و نسب زبده نوع بشرند
باید که ز راه راست بیرون نروند
چون امت جد خویش را راهبرند
فضولی : رباعیات
شماره ۴۴ - سید باید چنان که باید باشد
سید باید چنان که باید باشد
در سیرت و صورت اب و جد باشد
هر بد فعلی که فعل او بد باشد
حاشا که ز اولاد محمد باشد
فضولی : رباعیات
شماره ۴۵ - جانانه به چشم ما در اطوار وجود
جانانه به چشم ما در اطوار وجود
هر لحظه به صورت دگر جلوه نمود
در پرده اشکال و صور پرده نشین
تحقیق چو کردیم یکی بیش نبود
فضولی : رباعیات
شماره ۴۶ - نقاش ازل که صورت یار کشید
نقاش ازل که صورت یار کشید
نقش و خال و زلف و رخسار کشید
از بهر ظهور معنی آن صورت را
بر دیده طالبان دیدار کشید
فضولی : رباعیات
شماره ۴۷ - تا چند مرا آتش دل تاب دهد
تا چند مرا آتش دل تاب دهد
رخت طربم بسیل خوناب دهد
ساقی چه شود بر آتشم ریزد آب
یک جرعه مرا ز باده ناب دهد
فضولی : رباعیات
شماره ۴۸ - هر چند که خواستیم از دوست مراد
هر چند که خواستیم از دوست مراد
بر وعده در امید بر ما نگشاد
در دهر بسازیم بمحنت امروز
چون وعده راحت بقیامت افتاد
فضولی : رباعیات
شماره ۴۹ - ای بر دل زارم از تو آزار لذیذ
ای بر دل زارم از تو آزار لذیذ
وز لعل لبت تلخی گفتار لذیذ
زهریست نگاه تو بغایت مهلک
شهدیست تکلم تو بسیار لذیذ
فضولی : رباعیات
شماره ۵۰ - آمد دم آنکه جنبش باد بهار
آمد دم آنکه جنبش باد بهار
گل را فکند پرده سبز از رخسار
در بزم چمن شمع برافروزد گل
پروانه شمع گل شود بلبل زار
فضولی : رباعیات
شماره ۵۱ - گل خرگه سبزه غنچه زد در گلزار
گل خرگه سبزه غنچه زد در گلزار
شد سیم شکوفه بر سر سبزه نثار
سر از لب جویبار زد سبزه تر
ز آیینه آب بر طرف شد زنگار
فضولی : رباعیات
شماره ۵۲ - چون کلک ازل زد رقم نقش نگار
چون کلک ازل زد رقم نقش نگار
بر پرده چشم من ز لوح رخ یار
خال رخ یار و مردم چشم مرا
انگیخت ز یک سیاهی و یک پرگار
فضولی : رباعیات
شماره ۵۳ - بنمود رخت بنفشه باغیست مگر
بنمود رخت بنفشه باغیست مگر
شد انجمن افروز چراغیست مگر
جا کرد خیال خال تو در دل و جان
جان و دل من بسوخت داعیست مگر