تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۷ - فارغ ز غم سود و زیانم کردی
فارغ ز غم سود و زیانم کردی
آسوده ز محنت جهانم کردی
ای عشق ترا چه شکر گویم که چنانک
میخواستم آخر آنچنانم کردی
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۸ - گر دل داری بدست جز یار مجوی
گر دل داری بدست جز یار مجوی
ورنه بجز از رضای دلدار مجوی
چون دل بکسی دهی ز جان هم بگذر
چون یار بجستی دگر اغیار مجوی
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۶۹ - با قدر تو نام اوج گردون ننگی
با قدر تو نام اوج گردون ننگی
با جاه تو وسعتگه عالم تنگی
با عدل تو احتساب کسری ظلمی
با رای تو مرات سکندر زنگی
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۷۰ - امروز چها باین جفا کش کردی
امروز چها باین جفا کش کردی
باز این دل خسته را مشوق کردی
با غیر بگرمابه شدی و زغیرت
چشمم پر آب و دل پر آذر کردی
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۷۱ - خواهی که کشی خنجر و زارم بکشی
خواهی که کشی خنجر و زارم بکشی
از کرده مرا که شرمسارم بکشی
سد بار فزون چو بیگناهم کشتی
یکره چه شود گناهکارم بکشی
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۷۲ - وقتست که بر من ای نسیم سحری
وقتست که بر من ای نسیم سحری
رحم آری و بر ساحل رودی گذری
زان خاک بدین چشم غباری آری
زین چشم بدان رود درودی ببری
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۷۳ - غمگین از غم مباش و شاد از شادی
غمگین از غم مباش و شاد از شادی
یکسان بادت خرابی و آبادی
آنرا که بمهر خواجه دل در بند است
فرقی نکند بندگی و آزادی
طغرل احراری : مستزادها
شماره ۲ - آئینه به بزم دلگشای تو رسد
آئینه به بزم دلگشای تو رسد
ای جان نگاه
هم شانه به زلف مشکسای تو رسد
ما را چه گناه؟!
ما خال شویم و سرمه منظور افتد
مردیم ز رشک
دل خون شود و حنا به پای تو رسد
سبحان الله؟!
طغرل احراری : دوبیتی‌ها
شماره ۱ - دیدم به عرابه من زن روسی را
دیدم به عرابه من زن روسی را
کردم به قدوم او زمین بوسی را
گفت از هنر و فضل چه داری گفتم
شاگرد منم سخنور طوسی را
طغرل احراری : دوبیتی‌ها
شماره ۴ - به به که ربیع و عید نوروز آمد
به به که ربیع و عید نوروز آمد
نوروز شد و به خلق نو روز آمد
طفلان دبستان همه گشتند آزاد
آزادی نوروز ز نوروز آمد!
طغرل احراری : دوبیتی‌ها
شماره ۵ - نه حب محب دلنشین می ماند
نه حب محب دلنشین می ماند
نه تیر عدوی کینگین می ماند
انسان به مقابل اصابت احسن!
دنیا گذران است همین می ماند!
طغرل احراری : دوبیتی‌ها
شماره ۷ - ای داده به باد عمر از نادانی
ای داده به باد عمر از نادانی
تو قیمت عمر خویش کی می دانی؟!
فردا که به زیر خاک تنها مانی
گوئی که کنم توبه ولی نتوانی!
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۱ - ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا
ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا
وز صد چندین حمد و ثنات استغنا
ذکر ملکوت اندرین دیر فنا
با علم تو سبحانک لا علم لنا
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۲ - از گوشه ی بام عارضت ماه سما
از گوشه ی بام عارضت ماه سما
خورشید گرت ندیده باشد ز عما
شد عکس دو ابروت به چشمم صنما
آن نوع که در شیشه بود قبله نما
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۳ - ای از می لعلت همه سر مستی ما
ای از می لعلت همه سر مستی ما
از سرو بلندت به زمین پستی ما
کز پی به خیال توست همدستی ما
واپس باشد ز نیستی هستی ما
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۴ - آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا
آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا
در روضه نمود جلوه کوی تو مرا
گل دیدم و شد نشان روی تو مرا
معلوم نشد ولیک خوی تو مرا
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۵ - شب تا به سحر همی کنم زاری ها
شب تا به سحر همی کنم زاری ها
در شدت تنهایی و بیماری ها
از هجر فکندیم به دشواری ها
ای یار کجا شد آن همه یاری ها
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۶ - جانم به دو لعل جانفزای تو فدا
جانم به دو لعل جانفزای تو فدا
روحم به نسیم عطرسای تو فدا
آشفته دلم به عشوه های تو فدا
فرسوده تنم به خاک پای تو فدا
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۷ - تا شد به هوای عشق آن ماه لقا
تا شد به هوای عشق آن ماه لقا
اشکم دریا از جگر خون پالا
گریند به حال من درین رنج و عنا
مرغان هوا و ماهیان دریا
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۸ - از هجر تو کارم اضطراب است امشب
از هجر تو کارم اضطراب است امشب
جان از پی رفتن به شتاب است امشب
تن را ز فراق پیچ و تاب است امشب
دریاب که کار دل خراب است امشب