تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۱ - تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست
تا آن دل سنگین تو عهدم بشکست
با هر که جهان طبع تو اندر پیوست
بر دیده نهم دست چو بر من گذری
تا باد گران نبینمت دست بدست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۲ - چشم تو مرا به تیر مژگان خسته ست
چشم تو مرا به تیر مژگان خسته ست
زلف تو مرا به تار موئی بسته ست
دریاب که این سر سبکی آشفته ست
زنهار که آن معربدی بدمست ست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۳ - گل پیش رخت ز رنگ و بو دست بشست
گل پیش رخت ز رنگ و بو دست بشست
سرو از قد تو چو بید لرزان شد و سست
من گل نشنیدم که چو روی تو دمید
من سرو ندیدم که به بالای تو رست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۴ - چون دست اجل شیشه عمرت بشکست
چون دست اجل شیشه عمرت بشکست
خون گرید جام و دیده نرگس مست
چون ساغر لاله باد پرخون دل آنک
در ماتم تو شراب گیرد در دست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۵ - چون رای تو با رای مخالف شد راست
چون رای تو با رای مخالف شد راست
عهد بد و پیمان کژت عمرم کاست
روزی که دل از مهر تو مه بردارم
عذرم به هزار سال نتوانی خواست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۶ - محرومی وصل تو دل و جانم کاست
محرومی وصل تو دل و جانم کاست
شد طبع کژت به رغم من با همه راست
روزی که امید از تو به یکره ببرم
عذرم به هزار سال نتوانی خواست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۷ - گوژ از پی خیر مستراحی آراست
گوژ از پی خیر مستراحی آراست
کش گند بخاست از زمین تا جوزاست
آنکس که ز خیر او چنین خیزد گند
بنگر که زشر او چه خواهد برخاست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۸ - خاکی که به فرمان تو از ره برخاست
خاکی که به فرمان تو از ره برخاست
طاقی شد و جفت بارگاهش جوزاست
گر چرخ به فرمان تو سر درنارد
با خاک رهش کند تف قهر تو راست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۷۹ - از دیدن روی منکلی مهرم خاست
از دیدن روی منکلی مهرم خاست
بی دیدن روی منکلی عمرم کاست
نا دیدن روی منکلی صبر کراست
نادیدن روی منکلی عین خطاست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۰ - دندان کژ تو راستی جانش بهاست
دندان کژ تو راستی جانش بهاست
ای کژ دندان راست بگو چون تو کجاست
گر راستی ار کژی به دندان منی
ای کار من از کژی دندان تو راست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۱ - ای ساده سر پیر که پشت تو دوتاست
ای ساده سر پیر که پشت تو دوتاست
در پوست ز عجز استخوانت پیداست
با پیری و ضعف رگ زدنت از پی چیست
با آن سر ساده گیسوانت ز کجاست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۲ - ای صحن سرائی که بهشتت همتاست
ای صحن سرائی که بهشتت همتاست
آرامگه دلی و جانهات بهاست
ارکانت چو خانه خدا باقی باد
با خانه خدا که سایه لطف خداست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۳ - امشب که به عزم راه بر خواهی خاست
امشب که به عزم راه بر خواهی خاست
گر خواهی راست عمر من خواهی کاست
باری به وداع دربرم گیر دمی
گر عذر دل خسته من خواهی خواست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۴ - شاها کرمت قیام فرمود و رواست
شاها کرمت قیام فرمود و رواست
لیکن ز برای نکته ای نازیباست
تو عالمی و مرا اگر برخیزی
گویند مرا که از تو عالم برخاست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۵ - در پارس به رایگان چو صد شهر تراست
در پارس به رایگان چو صد شهر تراست
از نیم ده منت چرا غیرت خاست
ملکی که سلیمان به دعا از حق خواست
بی برزنگان بخور که در شرع رواست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۶ - ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
ماهم به هوای باغ جوزا برخاست
وز قامت و رو آب گل و سرو بکاست
بگشادم خون ز دیده و عقلم گفت
مگشای در دیده که مه در جوزاست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۷ - گر چه همه تن به ذکر شکرت گویاست
گر چه همه تن به ذکر شکرت گویاست
عذرت به چنین زبان نمی آید راست
شکر کرمت به لفظ جان باید گفت
عذر قدمت ز دیدگان باید خواست
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۸ - هندو نسب آن یار که سیفش لقب است
هندو نسب آن یار که سیفش لقب است
ببرید ز پیوند رهی وین عجب است
نی نیست عجب بریدن از سیف که او
برنده و آبدار و هندو نسب است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۸۹ - عمری که ازو تا به فنا یک وجب است
عمری که ازو تا به فنا یک وجب است
بردیم به هفتاد و سراسر عجب است
هر مه ز دگر مهش عجبتر دیدم
چه جای حدیث وصل و عشق و طرب است
مجد همگر : رباعیات
شماره ۹۰ - ای باغ اگر تو خرمی رخت کجاست
ای باغ اگر تو خرمی رخت کجاست
وان دولت تیز و رونق بخت کجاست
گر منزل رستمی پی رخش تو کو
ور تختگه جمی جم و تخت کجاست