تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۱۹ - یا رب بدو نور دیدهٔ پیغمبر
یا رب بدو نور دیدهٔ پیغمبر
یعنی بدو شمع دودمان حیدر
بر حال من از عین عنایت بنگر
دارم نظر آنکه نیفتم ز نظر
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۰ - تا چند حدیث قامت و زلف نگار
تا چند حدیث قامت و زلف نگار
تا کی باشی تو طالب بوس و کنار
گر زانکه نه‌ای دروغزن عاشق‌وار
در عشق چو او هزار چون او بگذار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۱ - چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار
چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار
شد اشک فشان به پیش آن سیم عذار
در سیل سرشک عکس رخسارش دید
نقش عجبی بر آب زد آخر کار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۲ - سر رشته دولت ای برادر به کف آر
سر رشته دولت ای برادر به کف آر
وین عمر گرامی به خسارت مگذار
دایم همه جا با همه کس در همه کار
میدار نهفته چشم دل جانب یار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۳ - هر در که ز بحر اشکم افتد به کنار
هر در که ز بحر اشکم افتد به کنار
در رشتهٔ جان خود کشم گوهروار
گیرم به کفش چو سبحه در فرقت یار
یعنی که نمی‌زنم نفس جز بشمار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۴ - یا رب بگشا گره ز کار من زار
یا رب بگشا گره ز کار من زار
رحمی که زعقل عاجزم در همه کار
جز در گه تو کی بودم در گاهی
محروم ازین درم مکن یا غفار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۵ - بستان رخ تو گلستان آرد بار
بستان رخ تو گلستان آرد بار
لعل تو حیوت جاودان آرد بار
بر خاک فشان قطره‌ای از لعل لبت
تا بوم و بر زمانه جان آرد بار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۶ - گفتم: چشمم، گفت: براهش میدار
گفتم: چشمم، گفت: براهش میدار
گفتم: جگرم، گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل
گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۷ - یا رب در دل به غیر خود جا مگذار
یا رب در دل به غیر خود جا مگذار
در دیدهٔ من گرد تمنا مگذار
گفتم گفتم ز من نمی‌آید هیچ
رحمی رحمی مرا به من وامگذار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۸ - ناقوس نواز گر ز من دارد عار
ناقوس نواز گر ز من دارد عار
سجاده نشین اگر ز من کرده کنار
من نیز به رغم هر دو انداخته‌ام
تسبیح در آتش، آتش اندر زنار
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۲۹ - با یار موافق آشنایی خوشتر
با یار موافق آشنایی خوشتر
وز همدم بی‌وفا جدایی خوشتر
چون سلطنت زمانه بگذاشتنیست
پیوند به ملک بینوایی خوشتر
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۰ - یا رب به کرم بر من درویش نگر
یا رب به کرم بر من درویش نگر
در من منگر در کرم خویش نگر
هر چند نیم لایق بخشایش تو
بر حال من خستهٔ دلریش نگر
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۱ - لذات جهان چشیده باشی همه عمر
لذات جهان چشیده باشی همه عمر
با یار خود آرمیده باشی همه عمر
هم آخر عمر رحلتت باید کرد
خوابی باشد که دیده باشی همه عمر
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۲ - امروز منم به زور بازو مغرور
امروز منم به زور بازو مغرور
یکتایی من بود به عالم مشهور
من همچو زمردم عدو چون افعی
در دیدهٔ من نظر کند گردد کور
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۳ - ای پشت تو گرم کرده سنجاب و سمور
ای پشت تو گرم کرده سنجاب و سمور
یکسان به مذاق تو چه شیرین و چه شور
از جانب عشق بانگ بر بانگ و تو کر
وز جانب حسن عرض در عرض و تو کور
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۴ - ای در طلب تو عالمی در شر و شور
ای در طلب تو عالمی در شر و شور
نزدیک تو درویش و توانگر همه عور
ای با همه در حدیث و گوش همه کر
وی با همه در حضور و چشم همه کور
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۵ - خورشید چو بر فلک زند رایت نور
خورشید چو بر فلک زند رایت نور
در پرتو آن خیره شود دیده ز دور
و آن دم که کند ز پردهٔ ابر ظهور
فالناظر یجتلیه من غیر قصور
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۶ - گر دور فتادم از وصالت به ضرور
گر دور فتادم از وصالت به ضرور
دارد دلم از یاد تو صد نوع حضور
خاصیت سایهٔ تو دارم که مدام
نزدیک توام اگر چه می‌افتم دور
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۷ - هر لقمه که بر خوان عوانست مخور
هر لقمه که بر خوان عوانست مخور
گر نفس ترا راحت جانست مخور
گر نفس ترا عسل نماید بمثل
آن خون دل پیر زنانست مخور
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۳۸ - در بارگه جلالت ای عذر پذیر
در بارگه جلالت ای عذر پذیر
دریاب که من آمده‌ام زار و حقیر
از تو همه رحمتست و از من تقصیر
من هیچ نیم همه تویی دستم گیر