تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۰ - یک بلبل خوش نوا و صد انجمن است
یک بلبل خوش نوا و صد انجمن است
یک سرو سرافراز و هزاران چمن است
خوش گویی من بلند آوازه به اوست
زان نوع که سرفرازی او ز من است
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۱ - دارم چشمی که قلزم وارونست
دارم چشمی که قلزم وارونست
خون گشته دلی که منبع جیحونست
این مردمک چشم جهان بین که مراست
تمثال سویدای دل پرخونست
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۲ - ذرات دو کون را ز هم بیشی نیست
ذرات دو کون را ز هم بیشی نیست
کس نیست که با دگر کسش خویشی نیست
در رتبه مساوات بود عالم را
در دایره هیچ نقطه را پیشی نیست
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۳ - شمعی که فروزان نشود کوکب ماست
شمعی که فروزان نشود کوکب ماست
برقی که ضیا نمی دهد مطلب ماست
صبح همه مرغان سحرخیز دمید
مرغی که سحر نمی‌شناسد شب ماست
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۴ - دایم به رهت در دو چشمم بازست
دایم به رهت در دو چشمم بازست
صد تحفه ام از نیاز پااندازست
پیش آی و به مهر دانه عشوه بریز
پر تیز مرو که روح در پروازست
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۵ - آن کیست که بازم ز بت کیش آورد
آن کیست که بازم ز بت کیش آورد
صد مرحله ام با جگر ریش آورد
این پرده نشین کجاست؟ کز چندین راه
با صد طلبم به خانه خویش آورد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۶ - طی املم به جهد و پرواز نشد
طی املم به جهد و پرواز نشد
کارم به طواف و سعی دلساز نشد
هرچند که بر کعبه تنیدم زنار
این رشته کفرم از میان باز نشد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۷ - شب مست ز خانقه برونم بردند
شب مست ز خانقه برونم بردند
تا دیر به نعل واژگونم بردند
گفتند به سوی دوست از کعبه درای
وز راه خرابات درونم بردند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۸ - گر دست تو بحر نیست چون می جوشد
گر دست تو بحر نیست چون می جوشد
بحرست که از درون برون می جوشد
خاصیت بخششی که در طینت تست
از دست سخاوتت به خون می جوشد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۳۹ - ارباب زمانه آفت دل باشند
ارباب زمانه آفت دل باشند
چون موج سراب نقش باطل باشند
این کهنه سفینه های از کار شده
خوبست جنازه های ساحل باشند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۰ - هر کز سر کجروی به درگاه آید
هر کز سر کجروی به درگاه آید
هرچند به گاه آمده بیگاه آید
از معجزه بیوه که در راه آید
دستار هزار کرد کوتاه برآید
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۱ - از سعی زمانه کار من نفزاید
از سعی زمانه کار من نفزاید
در قرب کس اعتبار من نفزاید
من گوهرم آرایش و افزایش کس
در وزن من و عیار من نفزاید
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۲ - نی باده عز و جاه مستم دارد
نی باده عز و جاه مستم دارد
نی فاقه و فقر زیردستم دارد
چندان که شکستگی بود با من نیست
کی دست سپهر بر شکستم دارد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۳ - دی غافلم آن مایه دین پیش آمد
دی غافلم آن مایه دین پیش آمد
قهرش به سیاست از کمین پیش آمد
با غمزه نگه رفت که صلح انگیزد
صد عقده اش از چین جبین پیش آمد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۴ - تا باغ به دست باغبان خواهد بود
تا باغ به دست باغبان خواهد بود
گل خواهد کرد و گلفشان خواهد بود
حسن رخ گل پرده دری خواهد کرد
گر در پس صد پرده نهان خواهد بود
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۵ - صد فکر اثر ز طاعتم بردارد
صد فکر اثر ز طاعتم بردارد
صد سهو سر از عبادتم بردارد
با این وسواس نیتم نیست درست
غسال مگر جنابتم بردارد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۶ - حالی دارم که دیده نادیده شود
حالی دارم که دیده نادیده شود
طبعی که پسند ناپسندیده شود
آن را که دل و دماغ شوریده شود
بینایی دیده پرده دیده شود
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۷ - طوفان شد و سبزه ام به آبی نرسد
طوفان شد و سبزه ام به آبی نرسد
کشتم به ترشح سحابی نرسد
سوزد عطشم اگرچه از سایه ابر
هرگز قدمم به آفتابی نرسد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۸ - نی حوصله ام که جرعه مستم دارد
نی حوصله ام که جرعه مستم دارد
نی حرص که فاقه زیر دستم دارد
من همت مطلقم که مستی و خمار
می نتواند بلند و پستم دارد
نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۴۹ - سیلاب سرشگ آبرو می ریزد
سیلاب سرشگ آبرو می ریزد
شوریدگیم ز گفتگو می ریزد
کو زهد؟ و کدام توبه؟ سودای کسی
می بر سر من سبو سبو می ریزد