فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۱۹ - چو ترکان بدیدند کارجاسپ رفت
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۰ - کی نامبردار فرخنده شاه
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۱ - کی نامبردار زان روزگار
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۳ - بدان روزگار اندر اسفندیار
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۴ - چو آگاه شد شاه کامد پسر
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۵ - برآمد بسی روزگاری بدوی
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۷ - کنون زرم ارجاسپ را نو کنیم
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۸ - زنی بود گشتاسپ را هوشمند
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۹ - سرانجام گشتاسپ بنمود پشت
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۳۰ - یکی مایه‌ور پور اسفندیار
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۳۱ - چو شب شد چو آهرمن کینه‌خواه
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۳۲ - برآمد بران تند بالا فراز
فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۳۳ - ازان پس بیامد به پرده‌سرای
فردوسی : داستان هفتخوان اسفندیار
بخش ۲ - سخن گوی دهقان چو بنهاد خوان
فردوسی : داستان هفتخوان اسفندیار
بخش ۳ - غم آمد همه بهرهٔ گرگسار
فردوسی : داستان هفتخوان اسفندیار
بخش ۴ - بفرمود تا پیش او گرگسار
فردوسی : داستان هفتخوان اسفندیار
بخش ۵ - ازان کار پر درد شد گرگسار
فردوسی : داستان هفتخوان اسفندیار
بخش ۶ - جهانجوی پیش جهان‌آفرین
فردوسی : داستان هفتخوان اسفندیار
بخش ۷ - ازان پس بفرمود تا گرگسار
فردوسی : داستان هفتخوان اسفندیار
بخش ۸ - چو یک پاس بگذشت از تیره شب