فردوسی : فریدون
بخش ۹ - چو تنگ اندر آمد به نزدیکشان
فردوسی : فریدون
بخش ۱۰ - چو برداشت پرده ز پیش آفتاب
فردوسی : فریدون
بخش ۱۱ - فریدون نهاده دو دیده به راه
فردوسی : فریدون
بخش ۱۲ - برآمد برین نیز یک چندگاه
فردوسی : فریدون
بخش ۱۳ - به سلم و به تور آمد این آگهی
فردوسی : فریدون
بخش ۱۴ - سپه چون به نزدیک ایران کشید
فردوسی : فریدون
بخش ۱۵ - بدان گه که روشن جهان تیره گشت
فردوسی : فریدون
بخش ۱۶ - سپیده چو از تیره شب بردمید
فردوسی : فریدون
بخش ۱۷ - چو از روز رخشنده نیمی برفت
فردوسی : فریدون
بخش ۱۸ - به شاه آفریدون یکی نامه کرد
فردوسی : فریدون
بخش ۱۹ - به سلم آگهی رفت ازین رزمگاه
فردوسی : فریدون
بخش ۲۰ - تهی شد ز کینه سر کینه دار
فردوسی : منوچهر
بخش ۱ - منوچهر یک هفته با درد بود
فردوسی : منوچهر
بخش ۲ - کنون پرشگفتی یکی داستان
فردوسی : منوچهر
بخش ۳ - یکایک به شاه آمد این آگهی
فردوسی : منوچهر
بخش ۴ - چنان بد که روزی چنان کرد رای
فردوسی : منوچهر
بخش ۵ - چنان بد که مهراب روزی پگاه
فردوسی : منوچهر
بخش ۷ - پرستنده برخاست از پیش اوی
فردوسی : منوچهر
بخش ۱۰ - چو خورشید تابان برآمد ز کوه
فردوسی : منوچهر
بخش ۱۱ - چو برخاست از خواب با موبدان