تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید
مردی نزد حکیم رفت و چنین گفت: «دیرگاهیست از خوردن هیچ طعام و هیچ اشربه ای مرا لذتی حاصل نمی شود. این چه بیماریست که بدان مبتلا گشته ام.» حکیم نگاهی به چهره ی مرد انداخت و گفت: «چون بدانی آنچه می خوری و آنچه می آشامی به اقسام زیان ها برای بدن آمیخته است و تو را راه گریزی از آن نباشد؛ چگونه توانی از چنین خوردن و نوشیدنی لذت ببری؟ برو که من خود نیز به همین بلا گرفتار آمده ام.» مرد گفت: «حکیم! نشان جایی را به من بده که بتوانم طعامی نیکو و پاک به دست آورم؛ و برای شما نیز تحفه ای بیاورم.» حکیم گفت: «هر آنجایی که آدمی دو پا به آن، راه نیافته باشد. و چون بدانجا رَوی؛ دیگر آنجا، آنجا نباشد.» چون مریدان این شنیدند، نعره ها برآوردند و مرد را دریدند که پایش به آنجا نرسد. «س.م.ط.بالا»
نوشته قبلی:آدم ها و آبکش ها
نوشته بعدی:تاکسیران
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
خودخواهی‌ها ۱۴۰۳/۱۲/۱۳
بسیاری از رفتارهای ناهنجار در جامعه ناشی از خودخواهی است، نه لزوماً بی‌شعوری. خودخواهی باعث می‌شود افراد منافع شخصی خود را بر مصالح جمعی ترجیح دهند، حتی اگر از عواقب منفی رفتار خود آگاه باشند. برای کاهش این رفتارها، تقویت مسئولیت‌پذیری، آموزش ارزش‌های اخلاقی و ایجاد تعادل بین منافع فردی و جمعی ضروری است.
در این مجموعه نمونه‌های خودخواهی در جامعه را ذکر می‌کنم.
نثر آبدار ۱۴۰۳/۱۱/۷
نثرهایی که آب دارند. گاهی برای نوشیدن و گاهی برای نیوشیدن. اینها نوشته های من هستند که گاهی با اندیشه حاصل شده اند و گاهی بی اندیشه.
خواستم شعر باشد ۱۴۰۳/۱۱/۷
گاهی اوقات نقشی در ذهنم می نشیند که دوست دارم آن را در قالب شعر بازگو کنم. اما نمی شود و این چنین در دفتر "خواستم شعر باشد" می نشیند.