تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

اگر چه دعویِ عشقش گزاف و آسان نیست

به یک وضو و به تکبیر دل مسلمان نیست


منی که روز و شبم جان به لب اسیرِ تبم

هراسم از تبِ سردِ غروبِ هجران نیست


دلی که مَردِ خطر باشد استخاره چرا؟

کنون که حرفِ وصال است بیمِ فقدان نیست


من از صلیب گذشتم به قبله رو کردم

کسی که صبر ندارد شریف از حیوان نیست


غرور و کبر شکستم به پایِ منبرِ شوق

ز امر و نهی گذشتم که زیبِ انسان نیست


سکوت و صحبتِ من شد یکی به تنهایی

جنون سلامتِ من شد نهایتم آن نیست؟


کمی که از سَرِ اخلاص جستجو کردم

دوباره اولِ القصه شد که آسان نیست ...


سه‌شنبه ۲۴ دیماه ۱۳۹۸

نوشته قبلی:یلدا
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
غزلیات علیرضا نورزادلاله ۱۴۰۵/۷/۲۹
به نام دوست
پیش از مهر ماه سال یک هزار و سیصد و نود و هشت هر چه سرودم و هر چه نوشتم در دسترسم نیستند!
شاید هرگز دیگر آن سروده ها و دفاتر به دستم نرسند و عمرم آن قدر طولانی نباشد که برای پیدا کردنشان کاری انجام بدهم! یک زندگی آن جاست که ترکش کردم و هر چه داشتم را آن جا جا گذاشته ام.

اما آنچه که امروز در دسترسم هست و آنچه که از این پس خواهم سرود در این مجموعه قرار می دهم.