تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

من یه معتادم

خجالت می کشم

از گفتنش، حتی

خجالت می کشم

روزها روی خط راه راه

بر سر یک چهار راه

شب ها توی پارک

از تماشای … ها

خجالت می کشم

من یه معتادم

ایستاده پشت در

در به در دنبال میراث پدر

از مزارش هم

خجالت می کشم

بچه ها من را تماشا می کنند

از نگاهی کنجکاو بر چنین پویانمایی های تلخ

با تبسم از درون کارتن

همچنان اما خجالت می کشم

از صدای زنگ این خانه

هم آوایی میان سکه و کاسه

خجالت می کشم

از اینکه دوست دارم باشد آزادی

خجالت می کشم

سکه ی بیچاره اما رنگ بر سیما ندارد

بی گمان از من

خجالت می کشد

چند روزی توی ترک بودم

در پناه پل

پس از سال ها افتضاح

دیروز پل شد افتتاح

باز هم من

خجالت می کشم

«س.م.ط.بالا»

(به تاریخ: سی ام شهریور ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت خورشیدی)

نوشته قبلی:این روزها
نوشته بعدی:ایستگاه عشق
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
خواستم شعر باشد ۱۴۰۳/۱۱/۷
گاهی اوقات نقشی در ذهنم می نشیند که دوست دارم آن را در قالب شعر بازگو کنم. اما نمی شود و این چنین در دفتر "خواستم شعر باشد" می نشیند.
خودخواهی‌ها ۱۴۰۳/۱۲/۱۳
بسیاری از رفتارهای ناهنجار در جامعه ناشی از خودخواهی است، نه لزوماً بی‌شعوری. خودخواهی باعث می‌شود افراد منافع شخصی خود را بر مصالح جمعی ترجیح دهند، حتی اگر از عواقب منفی رفتار خود آگاه باشند. برای کاهش این رفتارها، تقویت مسئولیت‌پذیری، آموزش ارزش‌های اخلاقی و ایجاد تعادل بین منافع فردی و جمعی ضروری است.
در این مجموعه نمونه‌های خودخواهی در جامعه را ذکر می‌کنم.
نثر آبدار ۱۴۰۳/۱۱/۷
نثرهایی که آب دارند. گاهی برای نوشیدن و گاهی برای نیوشیدن. اینها نوشته های من هستند که گاهی با اندیشه حاصل شده اند و گاهی بی اندیشه.