هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند گل، باده، و مرغ برای بیان احساسات و مفاهیم عمیق استفاده می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به داستان یوسف و زلیخا و مفاهیم عرفانی مانند نور علی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات عاشقانه و تمثیل‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۵۲۰ - باده صافی شد و گل پرده زرخسار افکند

باده صافی شد و گل پرده زرخسار افکند
بایدت با خم می رخت بگلزار افکند ۱

مصریان گو نشناسید دگر دست و ترنج
کز وفا یوسف ما پرده زرخسار افکند ۲

لاجرم چاره بیچارگی خویش کند
هر که خود را بدر میکده ناچار افکند ۳

مرغ آزاد چه دیده است زصیاد که دوش
خویش را در قفس مرغ گفتار افکند ۴

چون خرامید بگلزار بت سرو قدم
هر کجا سرو سهی بود زرفتار افکند ۵

در چه حالند مقیمان سرا پرده میر
که زکشفش سر جمعی بسر دار افکند ۶

جلوه ای کرد و رخ از خلق بیکبار نهفت
شور در مردم این شهر پریوار افکند ۷

زتبسم بلب غنچه خموشی آموخت
طوطیان را بشکر خنده و گفتار افکند ۸

حال مستان تو چونست که میگون لب تو
بیسر و پا همه جا مردم هشیار افکند ۹

چون به بتخانه فرخار شد آن طرفه صنم
هر کجا بود بتی از در و دیوار افکند ۱۰

آن صنم بود مگر نور علی مظهر حق
کز پی بت شکنی بود بیک بار افکند ۱۱

بود بارش زازل وصف لب شیرینش
که نی خامه آشفته شکربار افکند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۱۹ - میفروشان مددی کار زحد مشگل شد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۱ - بعهد عشق کجا شیخ و پارسا ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.