هوش مصنوعی: این متن شعری است که به گذرایی عمر، جوانی و شادی‌ها می‌پردازد. شاعر از ناپایداری دنیا، فراموشی عهد شباب، و تغییر شرایط از جوانی به پیری سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند فراق، وصال، و امید به زندگی پس از مرگ اشاره دارد. در پایان، شاعر به خواننده توصیه می‌کند که از عمر گذشته شکوه نکند و از لحظات باقی‌مانده لذت ببرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناپایداری زندگی و گذر زمان ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

شماره ۵۳۴ - دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند

دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند
آن نقشهای مختلف بوالعجب نماند ۱

نخلی بود جوانی و او را رطب طرب
پیری شکست شاخش و بروی رطب نماند ۲

عمرت بود کتان و قصب دور ماهتاب
از تاب ماه تاب کتان و قصب نماند ۳

رنگ طرب بر آب عنب بسته اند و بس
خشکیده پاک تاک و اثر از عنب نماند ۴

آن لب که بود بر لب جانان و جام می
اینک بغیر نیمه جانش بلب نماند ۵

روحی که همچو می رگ و پی سخت کرده بود
رفت و بغیر سستیت اندر عصب نماند ۶

پائید دیر چون شب یلدا شب فراق
آمد صباح وصل و نشانی زشب نماند ۷

عمری بخاکبوس شه طوس در طلب
این آرزو بجان تو اندر طلب نماند ۸

چون خضر جا بچشمه حیوان گرفته ای
بی برگیت زچیست که شاخ حطب نماند ۹

دست خدا زکعبه نقش بتان بشست
در دل بغیر نقش امیرعرب نماند ۱۰

از عمر رفته شکوه مکن جام می بگیر
آب حیات هست چه غم گر رطب نماند ۱۱

آشفته شد مجاور درگاه شاه طوس
ماهی بدجله آمد آن تاب و تب نماند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳۳ - تا سپردی بمن از آن خم مو تاری چند
گوهر بعدی:شماره ۵۳۵ - بود آیا که زما پیر مغان یاد کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.