هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، غم، و جستجوی معنویت سخن می‌گوید. او از پیر مغان، دل‌بستگی‌های عاشقانه، و مفاهیم عرفانی مانند خرابات و پیر طریقت یاد می‌کند. همچنین، به شخصیت‌های تاریخی و اساطیری مانند سلیمان و خلیل اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و اساطیری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۵۳۵ - بود آیا که زما پیر مغان یاد کند

بود آیا که زما پیر مغان یاد کند
بیکی جرعه ام از قید تن آزاد کند ۱

دل تو را بیند و خاموش شود چون غنچه
بلبل آنست که گل بیند و فریاد کند ۲

بشکر خنده آن خسرو شیرین دهنان
افکند شوری و خلقی همه فرهاد کند ۳

منکه از وسوسه عقل سراپای غمم
هم مگر باز غم عشق توام شاد کند ۴

با دل آن کرد بت من که به بتخانه خلیل
کو خلیلی که زنو خانه ای بنیاد کند ۵

من خرابم زازل پیر خرابات کجاست
که به معماری پیمانه ام آباد کند ۶

این بدیها که سرشته بگلم روز نخست
عشق گو نیست کند و از نوم ایجاد کند ۷

عشق چه دست خدا نو رهدی مظهر حق
که سلیمان زدمش تکیه ابر باد کند ۸

علی عالی اعلا که نبی مدنی
از وجودش همه جا فخر به داماد کند ۹

خاکبوس شه طوسش بدهد آشفته
هر کرا پیر طریقت چو تو ارشاد کند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳۴ - دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند
گوهر بعدی:شماره ۵۳۶ - شعاع آن مه نو چون بطرف بام میافتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.