هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ است که در آن شاعر از عشق، مینوشی، و انتقاد از زاهد و ریاکاری سخن میگوید. او از ساقی میخواهد که جامی به او بدهد تا غمهایش را فراموش کند و به زندگی لبخند بزند. همچنین، شاعر به نقد زاهدانی میپردازد که از لذتهای دنیوی دوری میکنند و آن را کفر میدانند. در نهایت، او عشق به علی(ع) را ستایش میکند و حتی اگر آن را کفر بدانند، باز هم به آن پایبند است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان کمسال نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب (به صورت نمادین) و نقدهای تند اجتماعی نیاز به درک بالاتری دارد.
شماره ۵۸۹ - ایساقی آتش دست زآن آب شرار انگیز
ایساقی آتش دست زآن آب شرار انگیز
از خم بسبو افکن از شیشه بساغر ریز ۱
افسرده دلم مطرب پژمرده گلم ساقی
بنشین و بده جامی دستی بزن و برخیز ۲
آتشکده کن دلرا زآن شعله جواله
خضرت بفزا جان را زآن آب شرار انگیز ۳
گر شاهد و ساقی هست جشنی کن و خوش بنشین
ور زاهد و شیخ آمد جهدی کن و هان بگریز ۴
زاهد چه بری حسرت از عشرت میخواران
این عیش خداداد است با حکم قضا مستیز ۵
ساقی چو بود ساده در دست بط و باده
در آب فکن تقوی بر باد بده پرهیز ۶
ساید نمکم بر دل آن خنده شکربار
ناسور بود زخمم زآن زلفک عنبربیز ۷
چندان که کند تکفیر شیخم بسر منبر
آشفته بگوید باز آن نکته کفر آمیز ۸
گر مهر علی کفر است سرشارم از آن باده
ناچار کند سر زی ساغر چو شود لبریز ۹
از خم بسبو افکن از شیشه بساغر ریز ۱
افسرده دلم مطرب پژمرده گلم ساقی
بنشین و بده جامی دستی بزن و برخیز ۲
آتشکده کن دلرا زآن شعله جواله
خضرت بفزا جان را زآن آب شرار انگیز ۳
گر شاهد و ساقی هست جشنی کن و خوش بنشین
ور زاهد و شیخ آمد جهدی کن و هان بگریز ۴
زاهد چه بری حسرت از عشرت میخواران
این عیش خداداد است با حکم قضا مستیز ۵
ساقی چو بود ساده در دست بط و باده
در آب فکن تقوی بر باد بده پرهیز ۶
ساید نمکم بر دل آن خنده شکربار
ناسور بود زخمم زآن زلفک عنبربیز ۷
چندان که کند تکفیر شیخم بسر منبر
آشفته بگوید باز آن نکته کفر آمیز ۸
گر مهر علی کفر است سرشارم از آن باده
ناچار کند سر زی ساغر چو شود لبریز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۸ - خیز ای کمند آه و در زلف او درآویز
گوهر بعدی:شماره ۵۹۰ - بساز مطرب مجلس نوای شورانگیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.