هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق الهی، فنا در معشوق، و مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی سخن می‌گوید. او از درد عشق، فداکاری، و رسیدن به حقیقت از طریق سوختن و فنا شدن می‌نویسد. همچنین، به مفاهیمی مانند حکمت، عقل و جنون، و تفاوت بین عالم و جاهل اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۶۵۸ - شکار کیستم یا رب بخاک و خون طپان بسمل

شکار کیستم یا رب بخاک و خون طپان بسمل
کمانداری کجا کز ناوکی حل سازد این مشگل ۱

منم صید تو حیف آید بفتراک دگر افتم
بگو روبه مخور شیری شکاری گر کند بسمل ۲

فلاطون را بگو از من که تا کی خم نشین باشی
تو را حکمت نیاموزد مگر مجنون لایعقل ۳

مده از دست ملک دل که در او سلطنت کردی
نگین جم بود حاشا زحال دل مشو غافل ۴

زنی تو لاف عشق شمع و میسوزی زیک پرتو
برو پروانه و دیگر مکن تو دعوی باطل ۵

ملک از آتش عشقت نمیسوزد عجب دارم
که نگذارد بجان برق نه عالی و نه سافل ۶

رموز عشق از عاشق شنو نه مفتی و قاضی
بلی فرقست بی پایان میان عالم و جاهل ۷

بقای خویشتن در سوختن دیده است پروانه
که میآید چو آشفته بخون خویش مستعجل ۸

چه غم داری از این دریای بی پایان پهناور
که نوحت عشق و کشتی شوق و کوی میکده ساحل ۹

در میخانه وحدت علی آئینه درا حق
که آمد رشحه جودش بارزاق جهان کافل ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۵۷ - بده ای ساقی آتشی سیال
گوهر بعدی:شماره ۶۵۹ - میرفت و هزار دل دنبال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.