هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و عشق نافرجام میگوید. او از باد و آتش به عنوان نمادهایی از احساسات درونی خود استفاده میکند و از غم و شوق عشقش سخن میگوید. همچنین، از غیرت و رازداری در عشق و تأثیرات عمیق این احساس بر زندگی خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
شماره ۶۷۱ - دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
باد را از نفسی آتش سوزان کردم ۱
آتش از شرح غمت در نی کلکم افتاد
من چرا شیر صفت جا به نیستان کردم ۲
غیرتم میکشد ایدوست که نامت بردم
که چرا گوشزد خیل رقیبان کردم ۳
رفتی و کرد عیان راز دورن مردم چشم
گرچه عمریست من این واقعه پنهان کردم ۴
شوق آنزلف و بناگوش چو بر سر بودم
همه جا روز و شبی دست و گریبان کردم ۵
نقش رخسار تو بردم بزمانی در چین
تا زصورتگرش نیک پشیمان کردم ۶
از پی قافله ات گرد صفت میآیم
که در این راه سراغ مه کنعان کردم ۷
باد را از نفسی آتش سوزان کردم ۱
آتش از شرح غمت در نی کلکم افتاد
من چرا شیر صفت جا به نیستان کردم ۲
غیرتم میکشد ایدوست که نامت بردم
که چرا گوشزد خیل رقیبان کردم ۳
رفتی و کرد عیان راز دورن مردم چشم
گرچه عمریست من این واقعه پنهان کردم ۴
شوق آنزلف و بناگوش چو بر سر بودم
همه جا روز و شبی دست و گریبان کردم ۵
نقش رخسار تو بردم بزمانی در چین
تا زصورتگرش نیک پشیمان کردم ۶
از پی قافله ات گرد صفت میآیم
که در این راه سراغ مه کنعان کردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۰ - زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم
گوهر بعدی:شماره ۶۷۲ - دل ببر داشت فغانی و گمان میکردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.