هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق، حیرت و سرگشتگی عاشق سخن میگوید. شاعر از فراق معشوق، بیقراری و دیوانگی عشق مینالد و به یادکردن لحظات عاشقانه و ناامیدیهای خود میپردازد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند ایمان، رحمت و طوفان روحی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا پیچیده باشد.
شماره ۶۷۲ - دل ببر داشت فغانی و گمان میکردم
دل ببر داشت فغانی و گمان میکردم
که بغوغای جرس قطع بیابان کردم ۱
رفت چون برق زره محمل لیلی مجنون
از چه خود را بره بادیه حیران کردم ۲
تا که انسان دو چشمم بتو حور انس گرفت
قطع از انس پریزاده و انسان کردم ۳
ریختم نافه از آنزلف بدامان تو دوش
یاد داری تو صبا با تو چه احسان کردم ۴
از من ایمان مطلب در ره آن در یتیم
شیخ شهرم همه را صرف یتیمان کردم ۵
دوش دیوانه عشق تو شنیدم میگفت
که من این حکمت تعلیم بلقمان کردم ۶
گفتم آشفته حدیثی زخم زلفش باز
عالمیرا من از این گفته پریشان کردم ۷
داد یکجرعه میم از سر رحمت خمار
طوف میخانه چو با دیده گریان کردم ۸
ساقی میکده عشق علی دست خدا
که بمدحش زازل طبع نوا خوان کردم ۹
که بغوغای جرس قطع بیابان کردم ۱
رفت چون برق زره محمل لیلی مجنون
از چه خود را بره بادیه حیران کردم ۲
تا که انسان دو چشمم بتو حور انس گرفت
قطع از انس پریزاده و انسان کردم ۳
ریختم نافه از آنزلف بدامان تو دوش
یاد داری تو صبا با تو چه احسان کردم ۴
از من ایمان مطلب در ره آن در یتیم
شیخ شهرم همه را صرف یتیمان کردم ۵
دوش دیوانه عشق تو شنیدم میگفت
که من این حکمت تعلیم بلقمان کردم ۶
گفتم آشفته حدیثی زخم زلفش باز
عالمیرا من از این گفته پریشان کردم ۷
داد یکجرعه میم از سر رحمت خمار
طوف میخانه چو با دیده گریان کردم ۸
ساقی میکده عشق علی دست خدا
که بمدحش زازل طبع نوا خوان کردم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۱ - دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
گوهر بعدی:شماره ۶۷۳ - با تف عشق ما در افتادیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.