هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ است که در آن شاعر از وضعیت روحی و معنوی خود سخن میگوید. او با اشاره به مفاهیمی مانند عشق، مستی معنوی، رهایی از تعلقات دنیوی و غرور در فقر، به بیان حالات درونی خود میپردازد. همچنین، شاعر از دوری از کفر و اسلام ظاهری و توجه به معشوق حقیقی سخن میگوید و در نهایت به قدرت الهی و تسلیم در برابر قضای خدا اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۰۱ - آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم
آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم
گر زنم حلقه بدر می طلبم معذورم ۱
از چه در حلقه مستان تو را هم ندهند
من که در سلسله دردکشان مشهورم ۲
میکشانت همه کشتی بشط می راندند
در سراب از چه من مست بگو مخمورم ۳
نه مرا خرقه و سجاده نه سیم و زر و زور
زاری آورده ام و نیست جز این مقدورم ۴
کفر و اسلام زمن هردو گریزند زننگ
چه غم از آن که از این هر دو توئی منظورم ۵
دستی ای دست خدا بهر نجاتم زکرم
زانکه در پنجه شاهین قضا مقهورم ۶
راه در پرده جانان نبرم آشفته
در حجاب تن و جان تا چو تو من مستورم ۷
دهر گر گرد برانگیخته از هستی من
چون تو معمار وجودی بخدا معمورم ۸
غم غربت اگرم سخت سرا پا چون شمع
چون که در بزم رضا سوخته ام مسرورم ۹
شیخ غره زعمل شد زسپاه و زر و ملک
من زخاک در کریاس علی مغرورم ۱۰
گر زنم حلقه بدر می طلبم معذورم ۱
از چه در حلقه مستان تو را هم ندهند
من که در سلسله دردکشان مشهورم ۲
میکشانت همه کشتی بشط می راندند
در سراب از چه من مست بگو مخمورم ۳
نه مرا خرقه و سجاده نه سیم و زر و زور
زاری آورده ام و نیست جز این مقدورم ۴
کفر و اسلام زمن هردو گریزند زننگ
چه غم از آن که از این هر دو توئی منظورم ۵
دستی ای دست خدا بهر نجاتم زکرم
زانکه در پنجه شاهین قضا مقهورم ۶
راه در پرده جانان نبرم آشفته
در حجاب تن و جان تا چو تو من مستورم ۷
دهر گر گرد برانگیخته از هستی من
چون تو معمار وجودی بخدا معمورم ۸
غم غربت اگرم سخت سرا پا چون شمع
چون که در بزم رضا سوخته ام مسرورم ۹
شیخ غره زعمل شد زسپاه و زر و ملک
من زخاک در کریاس علی مغرورم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۰ - مدتی بود که دور از در جانان بودم
گوهر بعدی:شماره ۷۰۲ - چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.