هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به معشوق، رهایی از تعلقات دنیوی، و جستجوی حقیقت سخن می‌گوید. او از مفاهیمی مانند عشق الهی، زهد، میخانه به عنوان نماد عرفانی، و وحدت وجود استفاده می‌کند. شاعر همچنین به نقد صورت‌پرستی و تأکید بر معنی درونی می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به میخانه و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۷۰۲ - چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم

چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم
بگذار آینه که به عکس تو بنگریم ۱

گاهی ز زهد خشک به جانم که از خمار
آن به که راه مسجد و میخانه نسپریم ۲

در نزد پاسبان تو او راست عزتی
دیدی که از سگی به در دوست کمتریم ۳

ما از شعاع پیر مغان آفریده ایم
خاکستریم لیک چو بشکافی اخگریم ۴

آئینه ایم و زنگ تعلق گرفته ایم
ساقی شراب صاف بده گر مکدریم ۵

ترشد دماغ شیخ ز تأثیر نوبهار
زین پس به بانگ چنگ به گلزار می خوریم ۶

هر موی گر زبان شود اندر بدن مرا
نتوان یک از هزار ز شکر تو بشمریم ۷

ساقی اگر تو دست نگیری بساغرم
ما داوری زدست تو بر داور آوریم ۸

آن پیر باده خانه وحدت علی که ما
جویای خاک پاش نه خواهان کوثریم ۹

صورت پرست نیستم ای برهمن برو
معنی چو نیست از بت و بتخانه بگذریم ۱۰

شاید که یک از این دو قبول وی او فتد
دستی بدل گرفته دگر دست بر سریم ۱۱

گر نیست ره بحلقه احباب او مرا
آشفته حلقه وار مجاور بر آن دریم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۰۱ - آخر ای پیر خرابات نه من مخمورم
گوهر بعدی:شماره ۷۰۳ - سیل اشکم بشب هجر چو پیوست بهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.