هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به ستایش معشوق و ارتباط عمیق عاشق با او میپردازد. شاعر در آینه، نور خدا را میبیند و همه چیز را با نگاه عشق و وفا تفسیر میکند. او از دیدن ظواهر فراتر رفته و به حقیقت عشق میرسد، حتی اگر این راه او را به خرابات کشانده باشد. در نهایت، شاعر به ستایش علی(ع) در آینهٔ رویش میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عرفانی و عاشقانهٔ عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و شناختی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات عرفانی و مذهبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۱۰ - تا در آئینه رویت صنما مینگرم
تا در آئینه رویت صنما مینگرم
کافرم گر بجز از نور خدا مینگرم ۱
چشم ظاهر بکنم دیده دل باز کنم
تا نگوئی به تو از نفس و هوا مینگرم ۲
هر چه آید زتو گر خود همه جور است و جفا
هم در آن جور اثر مهر و وفا مینگرم ۳
خضر خطت ننماید بمن آن چشمه نوش
با وجود لبت از آب بقا مینگرم ۴
ترک غمزه کند اخراجم از آن چین دو زلف
گر بآهوی دو چشمت بخطا مینگرم ۵
تا تو ای کعبه صلا دادیم از بهر طواف
نیستم حاجی اگر بر سر و پا مینگرم ۶
در ره کعبه گذارم بخرابات افتاد
این بصیرت زکجا بوده کجا مینگرم ۷
فکر درمان چکنی از پی بیماری دل
دردمند تو نیم گر بدوا مینگرم ۸
میرود جانم و جانان زقفا آشفته
نیست اندیشه بیشم بقفا مینگرم ۹
من علی را نستایم بخدائی اما
اندر آئینه رویش بخدا مینگرم ۱۰
کافرم گر بجز از نور خدا مینگرم ۱
چشم ظاهر بکنم دیده دل باز کنم
تا نگوئی به تو از نفس و هوا مینگرم ۲
هر چه آید زتو گر خود همه جور است و جفا
هم در آن جور اثر مهر و وفا مینگرم ۳
خضر خطت ننماید بمن آن چشمه نوش
با وجود لبت از آب بقا مینگرم ۴
ترک غمزه کند اخراجم از آن چین دو زلف
گر بآهوی دو چشمت بخطا مینگرم ۵
تا تو ای کعبه صلا دادیم از بهر طواف
نیستم حاجی اگر بر سر و پا مینگرم ۶
در ره کعبه گذارم بخرابات افتاد
این بصیرت زکجا بوده کجا مینگرم ۷
فکر درمان چکنی از پی بیماری دل
دردمند تو نیم گر بدوا مینگرم ۸
میرود جانم و جانان زقفا آشفته
نیست اندیشه بیشم بقفا مینگرم ۹
من علی را نستایم بخدائی اما
اندر آئینه رویش بخدا مینگرم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۹ - تا که بر طور دل این آتش سودازده ایم
گوهر بعدی:شماره ۷۱۱ - تا خم زلف بتان آمده زنار دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.