هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و دلدادگی سخن میگوید و بیان میکند که با دیدن معشوق، تمام وجودش از شوق و عشق پر شده است. او از تعلقات دنیوی گذر کرده و به عشق الهی رسیده است. شاعر با اشاره به نمادهایی مانند مسیح، کعبه و باده، عمق احساسات خود را نشان میدهد و از فداکاری و تسلیم در برابر معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۱۳ - از دیدنت همی نه زخود بیخبر شدم
از دیدنت همی نه زخود بیخبر شدم
کز برق جلوه تو سراپا شرر شدم ۱
از سوزن تعلق خود پا برشته ام
گیرم که چون مسیح بر افلاک بر شدم ۲
هر جا کمان ابروی تو ناوکی گشاد
من در برابرش بدل و جان سپر شدم ۳
دیگر هوای باده کوثر نمیکنم
کز نشئه شراب محبت خبر شدم ۴
امشب مگر شمیم تو دارد صبا که من
یعقوب وش ببوی پسر دیده در شدم ۵
دیدم که شمع نیز چو من جان سپرده بود
در خلوتت چو همره باد سحر شدم ۶
از ساقی زمانه چه منت برم که من
مملو چو خم باده زخون جگر شدم ۷
حاجی زشوق کعبه نداند سر از قدم
خرده مگیر کز سر کویت بسر شدم ۸
آشفته خواست جمع کند طره نژند
دارد گمان که از خم زلفش بدر شدم ۹
کز برق جلوه تو سراپا شرر شدم ۱
از سوزن تعلق خود پا برشته ام
گیرم که چون مسیح بر افلاک بر شدم ۲
هر جا کمان ابروی تو ناوکی گشاد
من در برابرش بدل و جان سپر شدم ۳
دیگر هوای باده کوثر نمیکنم
کز نشئه شراب محبت خبر شدم ۴
امشب مگر شمیم تو دارد صبا که من
یعقوب وش ببوی پسر دیده در شدم ۵
دیدم که شمع نیز چو من جان سپرده بود
در خلوتت چو همره باد سحر شدم ۶
از ساقی زمانه چه منت برم که من
مملو چو خم باده زخون جگر شدم ۷
حاجی زشوق کعبه نداند سر از قدم
خرده مگیر کز سر کویت بسر شدم ۸
آشفته خواست جمع کند طره نژند
دارد گمان که از خم زلفش بدر شدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۲ - بر بهشت رخت آن خال که دیدم گفتم
گوهر بعدی:شماره ۷۱۴ - نه پندارم که دیگر در جهان اغیار می بینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.