هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر دیدگاه شاعر درباره عشق، دلدار و جهان اطراف است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق و جهان بیان می‌کند. او از عشق، مستی، دلدار و تضادهای جهان سخن می‌گوید و در نهایت، علی را مظهر دادار می‌بیند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تصاویر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.

شماره ۷۱۴ - نه پندارم که دیگر در جهان اغیار می بینم

نه پندارم که دیگر در جهان اغیار می بینم
که در آئینه دل طلعت دلدار می بینم ۱

زشوق چشم مستانت بر قصد برهمن با شیخ
نه مست عشقم ار یکتن بجا هشیار می بینم ۲

مکن خون در دل مسکین بده ساقی می رنگین
که امشب در قدح عکس رخ دلدار می بینم ۳

ترا تا تار خواندم طره زلف و خطا کردم
که در هر چین او صد نافه تاتار می بینم ۴

بیاد بت به بتخانه برهمن بسته زناری
چه شد یا رب که بت را بسته زنار می بینم ۵

مگر از غمزه جادو رخ تو کافرستان شد
که هر سو کافری خنجر بکف خونخوار می بینم ۶

همانا بحر طوفان خیر چشم من بموج آمد
که امشب ساحت آفاق را خونبار می بینم ۷

گر آن لعل شکرخند ضحاک است آشفته
که از هر جانبش زلف سیه چون مار می بینم ۸

زدند از چار جانب نوبت شاهی پس از احمد
ولیکن من علی را مظهر دادار می بینم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۱۳ - از دیدنت همی نه زخود بیخبر شدم
گوهر بعدی:شماره ۷۱۵ - برخیز تا بکوی مغان التجا کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.