هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، فنا در معشوق، رهایی از تعلقات دنیوی و وحدت با وجود سختی‌ها صحبت می‌کند. شاعر از خرابات و میکده به عنوان نمادهایی از رهایی از قیدوبندهای دنیوی یاد می‌کند و به مفاهیمی مانند مهر علی(ع)، قیامت و گناه نیز اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین برخی اشارات به مفاهیم مذهبی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۷۱۸ - در خرابات مغان تا که پناهی داریم

در خرابات مغان تا که پناهی داریم
بسموات و به اهلش همه راهی داریم ۱

بی سر و پای در میکده از پرتو جام
بهتر از افسر جمشید کلاهی داریم ۲

به هجوم ار شکند قلب سپه لشکر خصم
ما همه زخم بر گشته سپاهی داریم ۳

آن دو زلفین رسن باز بیوسف گفتند
کز زنخدان بسر راه تو چاهی داریم ۴

باشارت دو لب نوش تو گفتند بخط
بر لب آب خضر مهر گیاهی داریم ۵

بنده پیر خراباتم و انعام مدام
اگر از میر زمانه گه و گاهی داریم ۶

گر درآئی بصف حشر بدست مخضوب
کشتگانت همه گویند گواهی داریم ۷

نیست در کفه میزان بجز از کوه گناه
از عمل می نتوان گفت که گاهی داریم ۸

قلزم مهر علی در دل ما موج زنست
همچو آشفته اگر نامه سیاهی داریم ۹

تا بقلب سپه خصم شکستی آریم
در کمین شب همه شب ناوک آهی داریم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۱۷ - سروشی دوش در مستی زجانان کرد پیغامم
گوهر بعدی:شماره ۷۱۹ - خواهی که بخاک ره بمیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.