هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، بیانگر رهایی از قید و بندهای ظاهری و رسیدن به حقیقت عشق و مستی معنوی است. شاعر از ترک توبه و زهد ظاهری سخن میگوید و خود را در میانهٔ عشق و مستی مییابد. او از رسیدن به معشوق ازلی و رهایی از تعلقات دنیوی سخن میگوید و تأکید میکند که تنها به عهد خداوند وفادار است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مینوشی و مستی (هرچند بهصورت نمادین) وجود دارد که مناسب سنین پایین نیست.
شماره ۷۲۶ - ما زازل رند و مست و باده پرستیم
ما زازل رند و مست و باده پرستیم
بر در میخانه الست بنشستیم ۱
سبحه و زنار را کمند بریدیم
توبه و پیمانه را بهم بشکستیم ۲
مغبچه گان می بکف زمزمه گویند
مژده که ما ماه آفتاب بدستیم ۳
سلسله زلف یارتا که کشیدیم
قید علایق زاین و آن بگسستیم ۴
زآتش مستی بسوخت خرمن هستی
دوست بدست آمد و زخویش برستیم ۵
مطرب مجلش مکش نوا که خرابیم
ساقی مهوش مده شراب که مستیم ۶
این خوشم آمد زقدسیان که بگفتند
عرش سریریم لیک پیش تو پستیم ۷
عاشق تو شبنم است و عشق تو خورشید
تهمت بیجا بما مبند که هستیم ۸
زلف تو آشفته را کمند جنون شد
تا که نگویند ما زبند تو جستیم ۹
شاهد بزم ازل خطیب سلونی
آنکه بعهد ارادتش زالستیم ۱۰
گرچه برآمد هزار دست بدستان
عهد بجز دست کردگار نبستیم ۱۱
بر در میخانه الست بنشستیم ۱
سبحه و زنار را کمند بریدیم
توبه و پیمانه را بهم بشکستیم ۲
مغبچه گان می بکف زمزمه گویند
مژده که ما ماه آفتاب بدستیم ۳
سلسله زلف یارتا که کشیدیم
قید علایق زاین و آن بگسستیم ۴
زآتش مستی بسوخت خرمن هستی
دوست بدست آمد و زخویش برستیم ۵
مطرب مجلش مکش نوا که خرابیم
ساقی مهوش مده شراب که مستیم ۶
این خوشم آمد زقدسیان که بگفتند
عرش سریریم لیک پیش تو پستیم ۷
عاشق تو شبنم است و عشق تو خورشید
تهمت بیجا بما مبند که هستیم ۸
زلف تو آشفته را کمند جنون شد
تا که نگویند ما زبند تو جستیم ۹
شاهد بزم ازل خطیب سلونی
آنکه بعهد ارادتش زالستیم ۱۰
گرچه برآمد هزار دست بدستان
عهد بجز دست کردگار نبستیم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۵ - شکایت از خم زلفین یار چون گویم
گوهر بعدی:شماره ۷۲۷ - تا که در حلقه زلف تو پناهی داریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.