هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از وفاداری و مهر سخن میگوید اما اظهار میکند که همچون ذرهای در هوا پراکنده شده است. شاعر از درمانناپذیری درد عشق و ناامیدی از بهبودی مینالد و از فقدان شادی و ثروت در زندگی خود یاد میکند. او همچنین از ساقی و بادهای که خورده است سوال میپرسد و از مطرب مجلس میخواهد که با نواختن تارش زخمهایش را تازه کند. در نهایت، شاعر از تلاش برای رهایی از دام نفس و هوا سخن میگوید و اعتراف میکند که خودش مرد آن میدان نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنجهای عشقی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۷۳۰ - بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم
بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم
که همچو ذره زمهر تو بر هوا شده گردم ۱
طبیب عشق که گفت آخر الدواء الکی
نشد علاج و شد این داغ درد بر سر دردم ۲
نمانده باده بکاسه نه زر بکیسه خدا را
برفت سرخی و مانده بجای چهره زردم ۳
منه تو دیگ تمنا چو کشتی آتش سودا
که دیگ عشق نیاید بجوش زآتش سردم ۴
بغیر دردسر و صدمه خمار ندیدم
که بود ساقی و این باده از کجاست که خوردم ۵
بیا و پرده بگردان دمی تو مطرب مجلس
که زخم تازه کند زخمهای تار تو هر دم ۶
هوا گرفته دل آشفته را بسان کبوتر
پرم زبام حرم تا که کشتنی گردم ۷
خیال جستن از دام نفس و قید هوا را
کنم بهمت مردان که خود نه آن مردم ۸
که همچو ذره زمهر تو بر هوا شده گردم ۱
طبیب عشق که گفت آخر الدواء الکی
نشد علاج و شد این داغ درد بر سر دردم ۲
نمانده باده بکاسه نه زر بکیسه خدا را
برفت سرخی و مانده بجای چهره زردم ۳
منه تو دیگ تمنا چو کشتی آتش سودا
که دیگ عشق نیاید بجوش زآتش سردم ۴
بغیر دردسر و صدمه خمار ندیدم
که بود ساقی و این باده از کجاست که خوردم ۵
بیا و پرده بگردان دمی تو مطرب مجلس
که زخم تازه کند زخمهای تار تو هر دم ۶
هوا گرفته دل آشفته را بسان کبوتر
پرم زبام حرم تا که کشتنی گردم ۷
خیال جستن از دام نفس و قید هوا را
کنم بهمت مردان که خود نه آن مردم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۹ - وقتی زفراق رنجه بودم
گوهر بعدی:شماره ۷۳۱ - رفت بخشم دلبر و رحم نکرد بر دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.