هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر حیرت و شیدایی شاعر در برابر معشوق و هستی است. شاعر با اشاره به داستانهای عاشقانه مانند لیلی و مجنون، و یوسف و پدرش، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق و وابستگی شدید به او نشان میدهد. همچنین، او از مفاهیمی مانند عشق، فداکاری، و حیرت در برابر قدرت الهی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات ادبی و تاریخی نیاز به درک ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۷۳۸ - چه زنم لاف که اوصاف تو را میدانم
چه زنم لاف که اوصاف تو را میدانم
منکه اندر صفت هستی خود حیرانم ۱
هر چه در دفتر رخسار بتان مینگرم
رقم قدرت و طغرای تو را میخوانم ۲
لیلی اندر حی و مجنون به بیابان طلب
یار در خانه و من بیهده سرگردانم ۳
لب تو چشمه نوش و من مسکین عطشان
گر اجابت کندم آتش دل بنشانم ۴
گفتیم تا تو در آتش نروی ننشینم
من در آتش بنشینم که تو را بنشانم ۵
رفت ان گلبن نوخیز چو از طرف چمن
گو بتاراج برد باد خزان بستانم ۶
هر چه از دست تو آید بنهم بر سر چشم
سپر از دیده کنم گر بزنی پیکانم ۷
اگر از دادن جان دست دهد جانانم
نیستم عاشق اگر بیم بود از جانم ۸
پیر کنعان من و تو یوسف مصری بمثل
ترک دیدار پسر جان پدر نتوانم ۹
کاروان رفت و بجا نیست زلیلی اثری
من چو مجنون بسر نقش قدم میمانم ۱۰
هست تا داغ غلامی علی زیب جبین
باشد آزاده گی آشفته زاین و آنم ۱۱
منکه اندر صفت هستی خود حیرانم ۱
هر چه در دفتر رخسار بتان مینگرم
رقم قدرت و طغرای تو را میخوانم ۲
لیلی اندر حی و مجنون به بیابان طلب
یار در خانه و من بیهده سرگردانم ۳
لب تو چشمه نوش و من مسکین عطشان
گر اجابت کندم آتش دل بنشانم ۴
گفتیم تا تو در آتش نروی ننشینم
من در آتش بنشینم که تو را بنشانم ۵
رفت ان گلبن نوخیز چو از طرف چمن
گو بتاراج برد باد خزان بستانم ۶
هر چه از دست تو آید بنهم بر سر چشم
سپر از دیده کنم گر بزنی پیکانم ۷
اگر از دادن جان دست دهد جانانم
نیستم عاشق اگر بیم بود از جانم ۸
پیر کنعان من و تو یوسف مصری بمثل
ترک دیدار پسر جان پدر نتوانم ۹
کاروان رفت و بجا نیست زلیلی اثری
من چو مجنون بسر نقش قدم میمانم ۱۰
هست تا داغ غلامی علی زیب جبین
باشد آزاده گی آشفته زاین و آنم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۷ - زلف تو تا گرفته ام با همه در کشاکشم
گوهر بعدی:شماره ۷۳۹ - زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.