هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق شدید و ناامیدی شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از آتش عشق، زلفین معشوق، و درد دوری مینالد و خود را اسیر این عشق میداند. در پایان، شاعر به عرفان و تقدیس معشوق بهعنوان شاه آفاق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عشق عمیق، احساسات پیچیده و اشارات عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۷۶۳ - گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم
گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم
غافل که زآتش تف آتش ننشانم ۱
هر شب زخم گیسوی تو نافه بچینم
هر روز ززلفین تو عنبر بفشانم ۲
ایعشق بچوگان زن این گوی دلم را
تا اسب هوس از سر میدان بجهانم ۳
من صعوه و زلفین کجت چنگل شاهین
حاشا که از این دام بریدن بتوانم ۴
جویای توام کوی بکوی خانه بخانه
هر شب که بخون این دل مسکین بکشانم ۵
تا ناوک آهم نخورد بر جگر غیر
من کام از آن لعل جگرگون نستانم ۶
سودائی و آشفته آن زلف نژندم
دل را نکنم چاره که از قید رهانم ۷
هر کس که دلی داشت بدلدار سپرده است
من گمشده دلرا زکه یارب بستانم ۸
نه دل بکفم آمد ونه دامن دلدار
این سر عجب جز بدرشاه نخوانم ۹
سر دفتر عشاق ازل محرم اسرار
حیدر که جز او شاه بآفاق ندانم ۱۰
غافل که زآتش تف آتش ننشانم ۱
هر شب زخم گیسوی تو نافه بچینم
هر روز ززلفین تو عنبر بفشانم ۲
ایعشق بچوگان زن این گوی دلم را
تا اسب هوس از سر میدان بجهانم ۳
من صعوه و زلفین کجت چنگل شاهین
حاشا که از این دام بریدن بتوانم ۴
جویای توام کوی بکوی خانه بخانه
هر شب که بخون این دل مسکین بکشانم ۵
تا ناوک آهم نخورد بر جگر غیر
من کام از آن لعل جگرگون نستانم ۶
سودائی و آشفته آن زلف نژندم
دل را نکنم چاره که از قید رهانم ۷
هر کس که دلی داشت بدلدار سپرده است
من گمشده دلرا زکه یارب بستانم ۸
نه دل بکفم آمد ونه دامن دلدار
این سر عجب جز بدرشاه نخوانم ۹
سر دفتر عشاق ازل محرم اسرار
حیدر که جز او شاه بآفاق ندانم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۲ - بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۴ - آیا که داده فتوی بر بی گناهیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.