هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیگناهی خود میگوید و از ظلمی که بر او رفته است شکایت میکند. او با اشاره به ریخته شدن خونش و بیعدالتیهایی که متحمل شده، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، شاعر به عشق و وفاداری خود اشاره کرده و از نادیده گرفته شدنش توسط معشوق گلایه میکند. در پایان، او به دنبال پناه بردن به نجف و آرامش تحت سایه لطف الهی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی، اجتماعی و مذهبی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند ریخته شدن خون و ظلم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۷۶۴ - آیا که داده فتوی بر بی گناهیم
آیا که داده فتوی بر بی گناهیم
کز خون من گذشته ترک سپاهیم ۱
من خود دهم بفتویخونم تو را سند
گر وحشتت بدل بود از دادخواهیم ۲
خونم چو ریختی سرانگشت خود بشوی
تا ناخن خضاب تو ندهد گواهیم ۳
از چه مرا به بند نبندی که وحشیم
از چه مرا بشست نگیری که ماهیم ۴
من برندارم از سر کوی تو سر به تیغ
بر سر اگر نهی کله پادشاهیم ۵
مغرور ابروی چو کمانی و بی خبر
از تیر آه نیم شب و صبحگاهیم ۶
آشفته بود بلبل باغت بگوز چیست
ای گل خدای را که چنین خار خواهیم ۷
من میگریزم از تو بخاک در نجف
باشد مکان بسایه لطف الهیم ۸
کز خون من گذشته ترک سپاهیم ۱
من خود دهم بفتویخونم تو را سند
گر وحشتت بدل بود از دادخواهیم ۲
خونم چو ریختی سرانگشت خود بشوی
تا ناخن خضاب تو ندهد گواهیم ۳
از چه مرا به بند نبندی که وحشیم
از چه مرا بشست نگیری که ماهیم ۴
من برندارم از سر کوی تو سر به تیغ
بر سر اگر نهی کله پادشاهیم ۵
مغرور ابروی چو کمانی و بی خبر
از تیر آه نیم شب و صبحگاهیم ۶
آشفته بود بلبل باغت بگوز چیست
ای گل خدای را که چنین خار خواهیم ۷
من میگریزم از تو بخاک در نجف
باشد مکان بسایه لطف الهیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۳ - گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۵ - خواستم حرف عشق ننگارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.