هوش مصنوعی:
این شعر از رهایی و آرامش سخن میگوید. شاعر بیان میکند که از دغدغههای دنیوی مانند گل و بوستان، بهار و خزان، و حتی از تمنای بهشت و ترس از بلا رها شده است. او در سایهی عشق و ایمان به آرامش رسیده و از تیرهای طعنهی مردم و خطرهای راه در امان است. شاعر همچنین به مدح امام عصر اشاره میکند و از بلایای آخرالزمان آسوده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیم مذهبی و آخرالزمانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۱۴ - ما زسودای گل و از بوستان آسوده ایم
ما زسودای گل و از بوستان آسوده ایم
نوبهاری جسته ایم و از خزان آسوده ایم ۱
اصل جانان هست گو یکسر جهان فانی بود
یکجهان جان برده ایم و از جهان آسوده ایم ۲
گر بهشت نسیه ای دارند وقتی زاهدان
ما بنقد از همت پیر مغان آسوده ایم ۳
گر بلا پیوسته بارد زآسمان ما را چه غم
زآنکه اندر سایه دارالامان آسوده ایم ۴
ما بخاک میکده جستیم آب زندگی
خضر را گو کز حیات جاودان آسوده ایم ۵
مژده کامد آن پری کاندر میان مردمان
ما زطعن مردمان اندر جهان آسوده ایم ۶
یوسفی در مصر دل جستم عزیز ایدوستان
از تمنای بشیر و کاروان آسوده ایم ۷
ما متاع دین و دل دادیم بر تاراج عشق
از خطرهای ره وز رهزنان آسوده ایم ۸
برده عشقت از دل پیر و جوان تاب و توان
خوش زتیر طعنه پیر و جوان آسوده ایم ۹
آن زره موی کمان ابرو که اندر خیل ماست
ما زتیغ تیز وز تیر و کمان آسوده ایم ۱۰
تا که آشفته امام عصر را شد مدح خوان
از بلای فتنه آخر زمان آسوده ایم ۱۱
نوبهاری جسته ایم و از خزان آسوده ایم ۱
اصل جانان هست گو یکسر جهان فانی بود
یکجهان جان برده ایم و از جهان آسوده ایم ۲
گر بهشت نسیه ای دارند وقتی زاهدان
ما بنقد از همت پیر مغان آسوده ایم ۳
گر بلا پیوسته بارد زآسمان ما را چه غم
زآنکه اندر سایه دارالامان آسوده ایم ۴
ما بخاک میکده جستیم آب زندگی
خضر را گو کز حیات جاودان آسوده ایم ۵
مژده کامد آن پری کاندر میان مردمان
ما زطعن مردمان اندر جهان آسوده ایم ۶
یوسفی در مصر دل جستم عزیز ایدوستان
از تمنای بشیر و کاروان آسوده ایم ۷
ما متاع دین و دل دادیم بر تاراج عشق
از خطرهای ره وز رهزنان آسوده ایم ۸
برده عشقت از دل پیر و جوان تاب و توان
خوش زتیر طعنه پیر و جوان آسوده ایم ۹
آن زره موی کمان ابرو که اندر خیل ماست
ما زتیغ تیز وز تیر و کمان آسوده ایم ۱۰
تا که آشفته امام عصر را شد مدح خوان
از بلای فتنه آخر زمان آسوده ایم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۳ - ما دین و دل چو جم بکف جام داده ایم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۵ - زآن دهانم داد دشنامی که من میخواستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.